پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۳۲

فال حافظ غزل ۳۲: خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست

مضمون: گره‌گشایی و دلبستگی

خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست

گشاد کار من اندر کرشمه‌های تو بست

مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند

زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست

ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشود

نسیم گل چو دل اندر پی هوای تو بست

◆ بیت شاهد فال

مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد

ولی چه سود که سررشته در رضای تو بست

چو نافه بر دل مسکین من گره مفکن

که عهد با سر زلف گره‌گشای تو بست

تو خود وصال دگر بودی ای نسیم وصال

خطا نگر که دل امید در وفای تو بست

ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت

به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست؟

شنیدن ۱۳ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

کرشمه
ناز و اشاره چشم و ابرو
قصب
پارچه نازک و لطیف کتانی
قبا
جامه بلند جلوباز
دوران چرخ
گردش روزگار و آسمان
سررشته
سر نخ؛ اختیار و تدبیر کار
نافه
کیسه مشک در ناف آهوی ختن
مسکین
بیچاره و درمانده
جور
ستم، بیداد

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل می‌گوید آن روز که خدا ابروی دلگشای یار را نقش زد، گشایش کار مرا هم به کرشمه‌های او بست. یعنی سرنوشت دل او به لطف یار گره خورده است. بیت شاهد فال تو این است: نسیم گل چون دل در پی هوای تو بست، صد گره از کار ما و دل غنچه گشود. تصویر غنچه‌ای که با نسیم بهار باز می‌شود، خبر از گشایشی می‌دهد که در کار تو نزدیک است؛ گره‌هایی که مدتی دلت را تنگ کرده بود، یکی‌یکی باز می‌شوند. حافظ از یار می‌خواهد چون نافه بر دل مسکینش گره نیندازد، زیرا دل با زلف گره‌گشای او عهد بسته است. او در عین حال اعتراف می‌کند که امید بستن به وفای نسیم خطا بود؛ پس دل را به هر نسیم گذرایی نسپار. بیت پایانی لبخندی شیرین دارد: گفتم از ستم تو از شهر می‌روم، یار خندید و گفت برو، چه کسی پایت را بسته؟ یعنی تو آزادی، اما دلت خود ماندن را برگزیده است. پس با آگاهی بمان و از گشایش پیش رو بهره ببر.

راهنمایی برای نیت شما

گره‌هایی که در کارت افتاده در حال باز شدن است؛ با حوصله و لطافت همراهی‌شان کن و با شتاب کار را خراب نکن. امیدت را به کسی ببند که وفاداری‌اش را دیده‌ای، نه به وعده‌های گذرا. اگر جایی را با دل خود برگزیده‌ای، به جای گله، با رضایت و تعهد در آن بمان.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال