دیوان حافظ · غزل ۹
فال حافظ غزل ۹: رونق عهد شباب است دگر بستان را
مضمون: بهار و رهایی
رونق عهد شباب است دگر بستان را
میرسد مژده گل بلبل خوشالحان را
ای صبا گر به جوانان چمن باز رسی
خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را
گر چنین جلوه کند مغبچه بادهفروش
خاکروب در میخانه کنم مژگان را
ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان
مضطربحال مگردان من سرگردان را
ترسم این قوم که بر دردکشان میخندند
در سر کار خرابات کنند ایمان را
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
برو از خانه گردون به در و نان مطلب
کآن سیهکاسه در آخر بکشد مهمان را
هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است
گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را
ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد
وقت آن است که بدرود کنی زندان را
◆ بیت شاهد فال
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
معنی واژههای دشوار
- ریحان
- گیاهی خوشبو؛ مطلق سبزههای معطر
- مغبچه
- پسرک خدمتگزار میخانه
- عنبر سارا
- عنبر خالص و بیآمیزه
- دردکشان
- نوشندگان درد تهمانده شراب؛ رندان تهیدست
- خرابات
- میخانه؛ در عرفان جای رهایی از خودی
- سیهکاسه
- بخیل و فرومایه
- ماه کنعانی
- کنایه از یوسف پیامبر
- تزویر
- دورویی و فریبکاری
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با مژده بهار آغاز میشود: بستان دوباره رونق جوانی گرفته و بلبل خوشالحان خبر آمدن گل را میشنود. حال و هوای فال تو نیز چنین است؛ پس از دورهای سرد، فصل تازهای در راه است. بیت شاهد این فال تصویری از داستان یوسف است: ای ماه کنعانی من، مسند مصر از آن تو شد، وقت آن است که با زندان بدرود کنی. یعنی روزهای تنگنا و انتظار به پایان نزدیک شده و پاداش صبر تو چون تخت عزیزی مصر برای یوسف آماده است. حافظ در کنار این مژده، دو هشدار هم میدهد: یار مردان خدا باش، که در کشتی نوح خاکی هست که طوفان را به آبی نمیخرد؛ و از سفره روزگار سیهکاسه نان مخواه. پس پشتوانهات را در آدمهای درست و ایمان استوار جستوجو کن، نه در وعدههای دنیا. بیت پایانی نیز یادآوری میکند که شادی کن، اما هرگز دین و حقیقت را دام تزویر نساز.
راهنمایی برای نیت شما
دورهای تازه برایت آغاز میشود؛ از گذشتهای که چون زندان بود دل بکن و با اعتمادبهنفس قدم در جایگاه تازه بگذار. در این مسیر با آدمهای درستکار همراه شو و به وعدههای پرزرقوبرق اعتماد نکن. شادیات را با صداقت همراه کن و از هر نوع ریاکاری دوری بجوی.