دیوان حافظ · غزل ۱۰
فال حافظ غزل ۱۰: دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
مضمون: دلسپردن به راهنما
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما؟
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم؟ چون
روی سوی خانه خمار دارد پیر ما
در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاین چنین رفته است در عهد ازل تقدیر ما
عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زآن زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
◆ بیت شاهد فال
با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما؟
تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما
معنی واژههای دشوار
- پیر
- مرشد و راهنمای سالکان در طریقت
- طریقت
- راه سلوک عرفانی
- خمار
- میفروش، صاحب میخانه
- عهد ازل
- روزگار بیآغاز؛ پیمان نخستین در روز الست
- آیت
- نشانه؛ آیه
- شبگیر
- سحرگاه؛ هنگام پایان شب
- آتشناک
- سوزان، آتشین
تفسیر فال
ای صاحب فال، غزل با رخدادی شگفت آغاز میشود: دیشب پیر ما از مسجد به میخانه آمد و حالا یاران طریقت ماندهاند که چه کنند. حافظ پاسخ میدهد که وقتی پیر رو به خانه خمار دارد، مریدان چگونه رو به قبله دیگری کنند؟ پیام این بیت برای تو این است که گاهی راه درست با آنچه عادت داشتهای فرق دارد و باید به راهنمای دانا اعتماد کنی، حتی اگر مسیرش در نگاه اول عجیب باشد. حافظ میگوید اگر عقل میدانست که دل در بند زلف یار چه خوش است، عاقلان هم دیوانه زنجیر ما میشدند. بیت شاهد فال تو این است که روی خوب یار نشانهای از لطف را بر ما آشکار کرد و از آن پس جز لطف و خوبی در تفسیر ما نیست. یعنی نشانهای روشن به تو داده شده و اگر آن را با خوشبینی بخوانی، در کارهایت جز خیر نخواهی دید. تنها باید از آه و نفرین پرهیز کنی و دل سنگین را با سوز صادقانه نرم کنی.
راهنمایی برای نیت شما
نشانههایی که اخیراً دیدهای را جدی بگیر و به جای بدگمانی، آنها را با نگاه مثبت تفسیر کن. اگر کسی باتجربه راهی تازه پیشنهاد میکند، فوراً رد نکن و دربارهاش فکر کن. در دلخوریها زبان به گلایه تند باز نکن؛ صبوری و مهربانی تو دلهای سخت را نرمتر میکند.