دیوان حافظ · غزل ۳۱۴
فال حافظ غزل ۳۱۴: دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
مضمون: پایداری در طلب
دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
لیکن از لطف لبت صورت جان میبستم
عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست
دیرگاه است کز این جام هلالی مستم
از ثبات خودم این نکته خوش آمد که به جور
در سر کوی تو از پای طلب ننشستم
◆ بیت شاهد فال
عافیت چشم مدار از من میخانهنشین
که دم از خدمت رندان زدهام تا هستم
در ره عشق از آن سوی فنا صد خطر است
تا نگویی که چو عمرم به سر آمد رستم
بعد از اینم چه غم از تیر کج انداز حسود
چون به محبوب کمان ابروی خود پیوستم
بوسه بر درج عقیق تو حلال است مرا
که به افسوس و جفا مهر وفا نشکستم
صنمی لشکریم غارت دل کرد و برفت
آه اگر عاطفت شاه نگیرد دستم
رتبت دانش حافظ به فلک بر شده بود
کرد غمخواری شمشاد بلندت پستم
معنی واژههای دشوار
- خط مشکین
- موی نورسته سیاه بر چهره یار
- جام هلالی
- جام باریک و خمیده چون ماه نو
- جور
- ستم، بیداد
- فنا
- نیستی؛ در عرفان، فانی شدن از خود
- درج عقیق
- صندوقچه عقیق؛ کنایه از لب سرخ یار
- صنم
- بت؛ کنایه از معشوق زیبا
- عاطفت
- مهربانی، لطف
- شمشاد
- درختی راستقامت؛ کنایه از قد یار
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از ثبات قدم خود سخن میگوید و این را نکتهای خوش میداند که با همه جور و سختی، در سر کوی یار از پای طلب ننشسته است. این بیت پیام فال توست: آنچه تو را به مقصود میرساند، استقامت است نه شتاب. شاعر میگوید عشقش امروزی نیست و دیرگاهی است که از این جام هلالی مست است؛ یعنی خواسته تو ریشهای کهن در دلت دارد و هوسی زودگذر نیست. اما هشدار هم میدهد که در راه عشق، حتی آن سوی فنا صد خطر است؛ پس گمان مکن با پایان یک مرحله همه چیز تمام شده است. حافظ دیگر از تیر کجانداز حسود غمی ندارد، چون به محبوب کمانابروی خود پیوسته است. اگر کسی در کمین موفقیت توست، نگران نباش؛ پیوند استوارت با هدف، تو را از آسیب حسودان دور میکند. او حق خود میداند که پاداش بگیرد، چون با همه جفا مهر وفا را نشکسته است. وفاداری تو نیز بیپاداش نمیماند.
راهنمایی برای نیت شما
در کاری که مدتهاست دنبالش هستی، بهخاطر بدرفتاری یا بیمهری دیگران دست از تلاش برندار. به حرف حسودان اعتنا نکن و انرژیات را صرف هدفت کن. در عین حال هوشیار باش که هر مرحله تازه، دشواری تازهای هم دارد. وفاداری و ثبات قدم، سرانجام ثمر میدهد.