دیوان حافظ · غزل ۳۱۳
فال حافظ غزل ۳۱۳: بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
مضمون: یاریخواهی در راه دشوار
بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم
زان جا که فیض جام سعادت فروغ توست
بیرون شدی نمای ز ظلمات حیرتم
هرچند غرق بحر گناهم ز صد جهت
تا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم
عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم
کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم
می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار
این موهبت رسید ز میراث فطرتم
من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش
در عشق دیدن تو هواخواه غربتم
دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیف
ای خضر پی خجسته مدد کن به همتم
◆ بیت شاهد فال
دورم به صورت از در دولتسرای تو
لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم
حافظ به پیش چشم تو خواهد سپرد جان
در این خیالم ار بدهد عمر مهلتم
معنی واژههای دشوار
- هواخواه
- دوستدار، خیرخواه
- ظلمات
- تاریکیها
- دیوان قسمت
- دفتر سرنوشت و تقدیر ازلی
- موهبت
- بخشش، عطیه خداداد
- فطرت
- سرشت، آفرینش نخستین
- خضر پی خجسته
- خضر نیکقدم، راهنمای غیبی گمشدگان
- همت
- اراده بلند؛ در عرفان، نیروی معنوی پیر
- مقیمان حضرت
- ساکنان درگاه، نزدیکان بارگاه
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل خود را دعاگو و مشتاق خدمت میخواند و از ساقی میخواهد بازآید و او را از ظلمات حیرت بیرون ببرد. شاید تو نیز این روزها در تاریکی تردید ماندهای و نمیدانی کدام راه را برگزینی. شاعر صادقانه میگوید دریا و کوه در راه است و من خسته و ضعیفم؛ و آنگاه دست به دامن خضر پیخجسته میشود تا با همت خود یاریاش کند. این بیت شاهد فال توست: راه سخت است اما بییاور نیستی. کسی هست که میتواند دستت را بگیرد، به شرط آنکه از خواستن یاری شرم نکنی. حافظ میگوید هرچند از صد جهت غرق گناه بوده، از وقتی آشنای عشق شده خود را از اهل رحمت میداند. عشق را هم کسبی و اختیاری نمیداند؛ موهبتی است که از فطرت به میراث رسیده. پس ناامید مباش؛ حتی اگر به ظاهر از مقصد دوری، به جان و دل میتوانی از مقیمان آن درگاه باشی.
راهنمایی برای نیت شما
اگر احساس خستگی و ناتوانی میکنی، تنها نجنگ. از کسی که به دانایی و خیرخواهیاش اطمینان داری راهنمایی بخواه. اشتباهات گذشته را مانع امروز نکن؛ دل پاک و نیت روشن، راه بازگشت را همیشه باز نگه میدارد. برای هر مانع بزرگ، یک گام کوچک و مشخص تعیین کن و پیش برو.