دیوان حافظ · غزل ۳۱۲
فال حافظ غزل ۳۱۲: بشری اذ السلامة حلت بذی سلم
مضمون: مژده پیروزی و بازگشت
بشری اذ السلامة حلت بذی سلم
لله حمد معترف غایة النعم
آن خوش خبر کجاست؟ که این فتح مژده داد
تا جان فشانمش چو زر و سیم در قدم
◆ بیت شاهد فال
از بازگشت شاه در این طرفه منزل است
آهنگ خصم او به سراپرده عدم
پیمان شکن هرآینه گردد شکسته حال
ان العهود عند ملیک النهی ذمم
میجست از سحاب امل رحمتی ولی
جز دیدهاش معاینه بیرون نداد نم
در نیل غم فتاد سپهرش به طنز گفت
الآن قد ندمت و ما ینفع الندم؟
ساقی چو یار مه رخ و از اهل راز بود
حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم
معنی واژههای دشوار
- بشری
- مژده، خبر خوش
- ذی سلم
- نام جایی در حجاز، از نمادهای سرزمین یار در شعر عرب
- سراپرده عدم
- خیمه نیستی؛ کنایه از نابودی و مرگ
- هرآینه
- ناگزیر، بیگمان
- سحاب امل
- ابر آرزو
- معاینه
- آشکارا، به چشم دیدن
- ندمت
- پشیمان شدم
- فقیه
- دانای احکام شرع
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با بشارت آغاز میشود: مژده که سلامت در ذیسلم فرود آمد و سپاس خدایی را که نعمت را به نهایت رساند. حافظ در پی خوشخبری است که خبر این فتح را آورده تا جانش را چون زر و سیم در قدمش نثار کند. فال تو نیز از گشایشی نزدیک خبر میدهد؛ خبری که مدتها چشمانتظارش بودهای در راه است. بازگشت شاه در این غزل نماد بازگشت نظم و آرامش است و دشمنی که سودای خصومت داشت، راهی سراپرده عدم شده است. اما غزل درسی هم دارد: پیمانشکن سرانجام شکستهحال میشود، زیرا عهدها نزد خردمندان امانت است. کسی که از ابر آرزو رحمت میجست ولی راه نادرست رفت، جز اشک چیزی نیافت و پشیمانیاش دیر بود. پس در شادی پیش رو، وفاداری به عهدهایت را فراموش مکن. ساقی مهرو و اهل راز است و بزم شادی برپاست؛ از این گشایش بهره ببر و سپاسگزار باش.
راهنمایی برای نیت شما
خبر خوبی در راه است؛ آماده پذیرفتنش باش و قدردان کسانی باش که در این راه کنارت بودند. در اوج موفقیت هم به قولهایت وفادار بمان، چون پیمانشکنی دیر یا زود دامن آدم را میگیرد. شکرگزاری را فراموش نکن و شادیات را با نزدیکانت قسمت کن.