دیوان حافظ · غزل ۷۵
فال حافظ غزل ۷۵: خواب آن نرگس فتان تو بیچیزی نیست
مضمون: نشانههای پنهان
خواب آن نرگس فتان تو بیچیزی نیست
تاب آن زلف پریشان تو بیچیزی نیست
◆ بیت شاهد فال
از لبت شیر روان بود که من میگفتم
این شکر گرد نمکدان تو بیچیزی نیست
جان درازی تو بادا که یقین میدانم
در کمان ناوک مژگان تو بیچیزی نیست
مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق
ای دل این ناله و افغان تو بیچیزی نیست
دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشت
ای گل این چاک گریبان تو بیچیزی نیست
درد عشق ار چه دل از خلق نهان میدارد
حافظ این دیده گریان تو بیچیزی نیست
معنی واژههای دشوار
- نرگس فتان
- چشم فتنهانگیز و دلربای یار
- تاب
- پیچ و خم زلف
- نمکدان
- کنایه از دهان و لب بانمک و شیرین یار
- ناوک
- تیر کوچک؛ در اینجا کنایه از مژگان
- بیچیزی نیست
- بیسبب نیست، رازی در آن نهفته است
- محنت
- رنج و سختی و گرفتاری
- چاک گریبان
- پارگی یقه؛ نشانه بیتابی و شیدایی
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با ردیف «بیچیزی نیست» به تو میگوید که هیچ نشانهای بیسبب نیست. خواب نرگس فتان یار، تاب زلف پریشانش، شکری که گرد نمکدان لبش نشسته و تیری که در کمان مژگانش پنهان است، همه رازی در خود دارند. گویا این روزها نشانههایی میبینی و از خود میپرسی که معنایی دارند یا نه؛ این فال پاسخ میدهد که دارند. آن نگاه، آن سکوت و آن اتفاق کوچک بیحکمت پیش نیامده است. حافظ به دل خود میگوید ناله و افغان تو از غم فراق است و به گل میگوید چاک گریبانت از آن است که باد از سر کوی یار گذشته؛ یعنی حتی بیقراری تو نشانه نزدیکی به چیزی ارزشمند است. در پایان میگوید هرچند دل درد عشق را از مردم پنهان میکند، دیده گریان رازش را فاش میسازد. پس آنچه در دل داری دیر یا زود آشکار میشود. به نشانهها با دقت و بیوسواس بنگر؛ گره کارت از همینها گشوده خواهد شد.
راهنمایی برای نیت شما
به حس درونی و نشانههایی که میبینی بیاعتنا نباش، اما برای هر اتفاق کوچک هم داستانی بزرگ نساز. اگر احساسی را مدتهاست در دل پنهان کردهای، شاید وقت آن رسیده که با آرامی و صداقت بیانش کنی. پنهانکاری دل را خسته میکند و گفتوگوی روشن، راه را برای هر دو طرف هموار میسازد.