دیوان حافظ · غزل ۱۰۱
فال حافظ غزل ۱۰۱: شراب و عیش نهان چیست؟ کار بیبنیاد
مضمون: عبرت از گذر روزگار
شراب و عیش نهان چیست؟ کار بیبنیاد
زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد
گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکن
که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد
◆ بیت شاهد فال
ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ
از این فسانه هزاران هزار دارد یاد
قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبش
ز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد
که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند؟
که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد؟
ز حسرت لب شیرین هنوز میبینم
که لاله میدمد از خون دیده فرهاد
مگر که لاله بدانست بیوفایی دهر
که تا بزاد و بشد جام می ز کف ننهاد
بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم
مگر رسیم به گنجی در این خرابآباد
نمیدهند اجازت مرا به سیر سفر
نسیم باد مصلا و آب رکنآباد
قدح مگیر چو حافظ مگر به ناله چنگ
که بستهاند بر ابریشم طرب دل شاد
معنی واژههای دشوار
- سپهر
- آسمان، فلک؛ کنایه از روزگار
- مهندس
- دانای هندسه و حساب؛ اخترشناس
- انقلاب
- دگرگونی و گردش
- کاووس و کی
- کیکاووس و پادشاهان کیانی
- خرابآباد
- دنیا؛ جای ویرانی که آباد مینماید
- مصلا
- گردشگاهی مشهور در شیراز
- رکنآباد
- نهر مشهور شیراز
- ابریشم
- تار ساز که از ابریشم میساختند
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از ناپایداری جهان سخن میگوید و از دل این ناپایداری، دعوتی به آرامش و شادی بیرون میکشد. بیت شاهد پیام اصلی توست: گره از دل بگشا و از سپهر یاد مکن، که اندیشه هیچ حسابگری چنین گرهی را نگشوده است. یعنی بیش از اندازه درگیر حسابوکتاب آینده و پیشبینی آنچه روزگار با تو خواهد کرد نشو. حافظ میگوید از دگرگونی زمانه شگفتزده مباش، که چرخ هزاران هزار از این قصهها به یاد دارد. او قدح را با ادب در دست میگیرد، زیرا خاکش از کاسه سر جمشید و بهمن و قباد است؛ و میپرسد چه کسی میداند کاووس و کی کجا رفتند. لاله را میبیند که از خون دیده فرهاد میروید و گویی بیوفایی دهر را دریافته است. پس در این خرابآباد، دنبال گنجی باش که با شادی و حضور به دست میآید. در پایان، نسیم مصلا و آب رکنآباد اجازه سفر به حافظ نمیدهند؛ شاید برای تو نیز، خوشی همینجا و همین اکنون باشد.
راهنمایی برای نیت شما
دست از نگرانی مداوم درباره آینده بردار و گرههای دلت را با گفتوگو و آرامش باز کن. از فرازوفرودهای زمانه نهراس؛ همه پیش از تو از آن گذشتهاند. اگر به فکر رفتن یا تغییر بزرگی هستی، نخست ببین آیا خوشیات همینجا در دسترس نیست. با ادب و قدرشناسی از نعمتهای امروز بهره ببر.