دیوان حافظ · غزل ۲۹۸
فال حافظ غزل ۲۹۸: مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
مضمون: ارزش رفیق شفیق
مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
گرت مدام میسر شود زهی توفیق
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
◆ بیت شاهد فال
به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت
که در کمینگه عمرند قاطعان طریق
بیا که توبه ز لعل نگار و خنده جام
حکایتیست که عقلش نمیکند تصدیق
اگر چه موی میانت به چون منی نرسد
خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق
حلاوتی که تو را در چه زنخدان است
به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق
اگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب؟
که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق
به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام
ببین که تا به چه حدم همی کند تحمیق
معنی واژههای دشوار
- بیغش
- خالص و ناب و بیآمیزه
- شفیق
- مهربان و دلسوز
- زهی
- خوشا، آفرین
- کیمیای سعادت
- مایه خوشبختی؛ چیزی که مس وجود را زر میکند
- مأمن
- جای امن، پناهگاه
- قاطعان طریق
- راهزنان
- کنه
- ژرفا و حقیقت چیزی
- تحمیق
- نادان شمردن و فریب دادن
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در آغاز این غزل سه نعمت را برمیشمارد که داشتنشان توفیقی بزرگ است: جای امن، باده بیغش و رفیق شفیق. سپس میگوید جهان و کار جهان همه هیچ در هیچ است و این را هزار بار آزموده است. اما بیت شاهد دلی را تکان میدهد: دریغ و درد که تا امروز ندانستم کیمیای سعادت، رفیق بود، رفیق. این فال تو را به ارزش دوستیهای راستین آگاه میکند. شاید در پی موفقیت یا راهحلی، دوستان واقعیات را فراموش کردهای یا از یاری خواستن از آنان پرهیز داری. حافظ میگوید سعادتی که در جستوجویش هستی، شاید در همین پیوندهای ساده و صادقانه باشد. او هشدار هم میدهد: به مأمنی برو و فرصت را غنیمت بشمار، که راهزنان در کمینگاه عمر نشستهاند. یعنی زمان را هدر نده و از آنچه آرامش و دوستی را تهدید میکند دوری کن. در روزهای پیش رو، اگر به سوی یاری مهربان دست دراز کنی، گره کارت آسانتر از آنچه میپنداری گشوده میشود.
راهنمایی برای نیت شما
امروز با یکی از دوستان قدیمی و صادقت تماس بگیر و بیبهانه حالش را بپرس. اگر گرهی در کارت هست، از رفیقی که به او اعتماد داری مشورت بخواه. از جمعها و رابطههایی که آرامشت را میدزدند فاصله بگیر و وقتت را برای کسانی بگذار که در کنارشان احساس امنیت میکنی.