دیوان حافظ · غزل ۲۹۹
فال حافظ غزل ۲۹۹: اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک
مضمون: بخشندگی و بهره از عمر
اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک
از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک؟
برو به هر چه تو داری بخور دریغ مخور
که بیدریغ زند روزگار تیغ هلاک
◆ بیت شاهد فال
به خاک پای تو ای سرو نازپرور من
که روز واقعه پا وا مگیرم از سر خاک
چه دوزخی چه بهشتی چه آدمی چه پری
به مذهب همه کفر طریقت است امساک
مهندس فلکی راه دیر شش جهتی
چنان ببست که ره نیست زیر دیر مغاک
فریب دختر رز طرفه میزند ره عقل
مباد تا به قیامت خراب طارم تاک
به راه میکده حافظ خوش از جهان رفتی
دعای اهل دلت باد مونس دل پاک
معنی واژههای دشوار
- جرعه فشاندن
- ریختن اندکی شراب بر خاک، رسمی کهن برای بهرهمندی خاک
- تیغ هلاک
- شمشیر مرگ
- روز واقعه
- روز مرگ یا روز رستاخیز
- امساک
- بخل و خودداری از بخشش
- دیر شش جهتی
- جهان با شش سوی آن
- مغاک
- گودال؛ کنایه از گور
- دختر رز
- شراب
- طارم تاک
- داربست یا سایبان درخت انگور
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با سنتی کهن آغاز میکند: اگر شراب مینوشی، جرعهای بر خاک بیفشان؛ کاری که نفعش به دیگران برسد چه باکی دارد؟ این نخستین پیام فال توست: از آنچه داری سهمی به دیگران ببخش. بیت شاهد این معنا را کامل میکند: برو و از هر چه داری بهره ببر و دریغ مخور، که روزگار بیدریغ تیغ هلاک میزند. یعنی عمر کوتاه است و نگه داشتن بیحاصل داشتهها، نه به کار خودت میآید و نه دیگران. حافظ در بیتی دیگر صریحتر میگوید که از دوزخی و بهشتی تا آدمی و پری، در مذهب همه، بخل و امساک کفر طریقت است. شاید این روزها در خرج کردن، محبت کردن یا فرصت دادن به خودت سخت گرفتهای و همه چیز را برای روزی نامعلوم کنار گذاشتهای. این فال تو را به گشادهدستی و زندگی در اکنون دعوت میکند. البته فریب دختر رز را هم یادآوری میکند که عقل را میزند؛ پس بخشندگی و شادی، با هوشیاری همراه باشد.
راهنمایی برای نیت شما
این هفته بخشی از وقت، دارایی یا مهارتت را بیچشمداشت به کسی ببخش. آنچه سالها برای روز مبادا نگه داشتهای و اکنون به کارت میآید، استفاده کن. از خساست با خودت و دیگران دست بکش، اما بیحساب هم خرج نکن؛ گشادهدستی با تدبیر، هم دل را شاد میکند و هم زندگی را برکت میدهد.