دیوان حافظ · غزل ۳۰۳
فال حافظ غزل ۳۰۳: شممت روح وداد و شمت برق وصال
مضمون: صلح و گذشت
شممت روح وداد و شمت برق وصال
بیا که بوی تو را میرم ای نسیم شمال
أ حادیاً بجمال الحبیب قف و انزل
که نیست صبر جمیلم ز اشتیاق جمال
حکایت شب هجران فروگذاشته به
به شکر آن که برافکند پرده روز وصال
بیا که پرده گلریز هفت خانه چشم
کشیدهایم به تحریر کارگاه خیال
چو یار بر سر صلح است و عذر میطلبد
توان گذشت ز جور رقیب در همه حال
◆ بیت شاهد فال
به جز خیال دهان تو نیست در دل تنگ
که کس مباد چو من در پی خیال محال
قتیل عشق تو شد حافظ غریب ولی
به خاک ما گذری کن که خون مات حلال
معنی واژههای دشوار
- شممت روح وداد
- نسیم دوستی را بوییدم
- شمت برق وصال
- درخشش برق وصال را دیدم
- حادی
- ساربانی که با آواز شتران را میراند
- صبر جمیل
- صبر نیکو و بیشکوه
- هفت خانه چشم
- طبقههای هفتگانه چشم در طب قدیم
- تحریر
- نگاشتن و نقش کردن
- رقیب
- مراقب و نگهبان معشوق، مدعی عشق
- قتیل
- کشته
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در آغاز این غزل بوی دوستی را شنیده و برق وصال را دیده است و به نسیم شمال میگوید بیا که برای بوی تو جان میدهم. سپس به ساربان کاروان یار ندا میدهد که بایست و فرود آی، که صبر از اشتیاق جمال برای او نمانده است. فال تو از گذار از دورهای دشوار به دورهای روشن خبر میدهد. حافظ میگوید حکایت شب هجران را کنار بگذاریم، به شکرانه آنکه روز وصال پرده از رخ برگرفت. یعنی گذشته تلخ را بیش از این مرور نکن. بیت شاهد پیامی بسیار عملی دارد: وقتی یار سر صلح دارد و عذرخواهی میکند، میتوان در هر حال از جور رقیب گذشت. شاید کسی که از او رنجیده بودی، اکنون پشیمان است و میخواهد رابطه را ترمیم کند، یا موقعیتی که از آن دلخور بودی، دوباره به سویت آمده است. فال میگوید دلت را باز کن و به خاطر رنجهای جانبی، فرصت آشتی را از دست نده. گذشت تو، راه روزهای خوش را هموار میکند.
راهنمایی برای نیت شما
اگر کسی برای آشتی پیشقدم شده، دستش را رد نکن و ماجرای گذشته را دوباره پیش نکش. از دخالتها و حرفهای دیگران که میان شما فاصله انداخته بگذر. یک قدم تو کافی است تا رابطهای ارزشمند دوباره جان بگیرد. پس از آشتی، بهجای شمردن زخمها، شکرگزار روزهای تازه باش.