دیوان حافظ · غزل ۱۰۰
فال حافظ غزل ۱۰۰: دی پیر میفروش که ذکرش به خیر باد
مضمون: رها کردن نگرانی
دی پیر میفروش که ذکرش به خیر باد
گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگ
گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد
◆ بیت شاهد فال
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست
از بهر این معامله غمگین مباش و شاد
بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ
در معرضی که تخت سلیمان رود به باد
حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است
کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد
معنی واژههای دشوار
- پیر میفروش
- پیر میکده؛ در عرفان، راهنما و مرشد
- نام و ننگ
- آبرو و شهرت نزد مردم
- هرچه باداباد
- هرچه پیش آید، بشود؛ بیپروایی از نتیجه
- مایه
- سرمایه، اصل مال
- معرض
- جای عرضه و نمایش؛ عرصه
- تخت سلیمان
- تخت سلیمان که باد آن را میبرد؛ نماد قدرت گذرا
- ملالت
- دلتنگی و ملال
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل کوتاه گفتوگویی است میان حافظ و پیر میفروش که یادش به خیر باد. پیر به او میگوید شراب بنوش و غم دل را از یاد ببر. حافظ نگران است و میگوید این کار نام و ننگم را به باد میدهد. بیت شاهد پاسخ پیر است: سخن را بپذیر و هرچه باداباد. این فال به تو میگوید که بیش از اندازه درگیر نگرانی از حرف مردم و حساب سود و زیان شدهای. پیر یادآوری میکند که سود و زیان و سرمایه همه سرانجام از دست میروند، پس برای این معامله غمگین مباش و شاد باش. او حکمتی ژرف میگوید: در جهانی که تخت سلیمان هم بر باد رفت، اگر دل به هیچ چیز نبندی، باد را در دست داری. یعنی آزادی درونی در وابسته نبودن است. این سخن دعوت به بیمسئولیتی نیست، دعوت به رها کردن اضطرابی است که توان تو را میگیرد. حافظ در پایان قصه را کوتاه میکند و برایت عمری دراز آرزو دارد. کار درست را انجام بده و نتیجه را بیدلهره بپذیر.
راهنمایی برای نیت شما
آنچه از دستت برمیآید با دقت انجام بده و سپس نگرانی درباره نتیجه را رها کن. اینقدر به قضاوت دیگران فکر نکن؛ آبروی واقعی از درستی کار میآید. برای کاهش دلشوره، دارایی و موقعیت را مایه آرامش ندان و کمی از وقتت را به شادیهای ساده و بیهزینه اختصاص بده.