دیوان حافظ · غزل ۲۳۶
فال حافظ غزل ۲۳۶: اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
مضمون: بازگشت بخت و یار
اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید
دارم امید بر این اشک چو باران که دگر
برق دولت که برفت از نظرم بازآید
◆ بیت شاهد فال
آن که تاج سر من خاک کف پایش بود
از خدا میطلبم تا به سرم بازآید
خواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیز
شخصم ار بازنیاید خبرم بازآید
گر نثار قدم یار گرامی نکنم
گوهر جان به چه کار دگرم بازآید؟
کوس نو دولتی از بام سعادت بزنم
گر ببینم که مه نوسفرم بازآید
مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح
ور نه گر بشنود آه سحرم بازآید
آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ
همتی تا به سلامت ز درم بازآید
معنی واژههای دشوار
- طایر قدسی
- پرنده عالم قدس؛ کنایه از معشوق
- پیرانه سر
- در روزگار پیری
- برق دولت
- درخشش بخت
- عقب
- پی، دنبال
- کوس
- طبل بزرگ
- مه نوسفر
- ماه تازه سفرکرده؛ کنایه از یار
- غلغل
- بانگ و آواز درهم
- شکرخواب صبوح
- خواب خوش بامدادی
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل چشمانتظار بازگشت است؛ بازگشت پرندهای قدسی که اگر از در درآید، عمر گذشته را به پیرانهسر بازمیگرداند. این غزل برای کسی است که چیزی عزیز را از دست داده یا از کسی دور افتاده و هنوز دلش به بازگشتش گرم است. بیت شاهد امیدی روشن در خود دارد: به این اشکهای بارانگونه امید بستهام که برق دولتی که از نظرم رفت، دوباره بازآید. اشک در اینجا نشانه ناامیدی نیست، بلکه بارانی است که زمین دل را برای رویش آماده میکند. حافظ میگوید اگر ماه نوسفرش بازگردد، کوس شادی از بام سعادت خواهد زد. فال تو نشان میدهد که آنچه رفته، یکسره از دست نرفته است؛ فرصتی، دوستی یا حال خوشی که گمان میکنی تمام شده، میتواند بازگردد. شرطش این است که دلت را بیدار نگه داری و آه سحرگاهیات را رها نکنی. خبر خوشی در راه است و دیدار دوباره دور نیست.
راهنمایی برای نیت شما
امیدت را نگه دار، اما زندگی را هم معطل نکن. اگر کسی یا چیزی از دستت رفته، راه ارتباط را باز بگذار و با پیامی ساده و صادقانه نشان بده که دلت هنوز با اوست. در این میان به خودت برس و دلت را آباد نگه دار. بازگشتها اغلب وقتی اتفاق میافتند که ما آرام و آماده باشیم.