پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۳۱۵

فال حافظ غزل ۳۱۵: به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم

مضمون: وفاداری و فروتنی

به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم

بیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم؟

اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد

به خاک‌پای عزیزت که عهد نشکستم

◆ بیت شاهد فال

چو ذره گرچه حقیرم ببین به دولت عشق

که در هوای رخت چون به مهر پیوستم

بیار باده که عمریست تا من از سر امن

به کنج عافیت از بهر عیش ننشستم

اگر ز مردم هشیاری ای نصیحت‌گو

سخن به خاک میفکن چرا که من مستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست

که خدمتی بسزا برنیامد از دستم

بسوخت حافظ و آن یار دلنواز نگفت

که مرهمی بفرستم که خاطرش خستم

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

طرف بربستن
سود بردن، بهره یافتن
خرمن عمر
حاصل و اندوخته زندگی
ذره
کوچک‌ترین جزء، غبار معلق در نور
مهر
خورشید؛ نیز به معنای محبت
کنج عافیت
گوشه آسودگی و امنیت
نصیحت‌گو
اندرزگو، پنددهنده
بسزا
شایسته، درخور
مرهم
دارویی که بر زخم می‌نهند

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل از عاشقی می‌گوید که دین و دانش از دستش رفته و می‌پرسد از این عشق چه طرفی بسته است. شاید تو نیز این روزها از خود می‌پرسی آن همه دل‌دادگی و زحمت چه حاصلی داشته است. اما شاعر پاسخ را در بیت دوم می‌دهد: هرچند غم یار خرمن عمرش را به باد داده، به خاک پای او سوگند که عهد نشکسته است. ارزش راه تو در همین وفاداری است، نه در نتیجه‌ای که فوراً ببینی. او خود را چون ذره‌ای حقیر می‌بیند که به دولت عشق به خورشید پیوسته است؛ یعنی کوچکی تو مانع رسیدن نیست، اگر دل به سرچشمه روشنایی بسپاری. حافظ با فروتنی می‌گوید خجالت می‌کشد که خدمتی سزاوار از دستش برنیامده است. این شرم، نشانه دل بیدار است. با این همه، گلایه‌ای هم دارد که یار مرهمی نفرستاده؛ پس فال تو یادآور است که در کنار وفاداری، صبر کنی تا مهربانی از سوی دیگر نیز برسد.

راهنمایی برای نیت شما

اگر از نتیجه تلاش‌هایت دلسردی، به جای حساب‌کشی از گذشته، به ارزش وفاداری‌ات بیندیش. از نصیحت‌گران خسته نشو اما راه دلت را هم گم مکن. با فروتنی کار را ادامه بده و خود را کوچک‌تر از آنچه هستی مپندار. پاسخ محبت ممکن است دیر برسد، ولی می‌رسد.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال