دیوان حافظ · غزل ۴۱۷
فال حافظ غزل ۴۱۷: عیشم مدام است از لعل دلخواه
مضمون: کامیابی و شکرگزاری
عیشم مدام است از لعل دلخواه
کارم به کام است الحمدلله
◆ بیت شاهد فال
ای بخت سرکش تنگش به بر کش
گه جام زرکش گه لعل دلخواه
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه
وز فعل عابد استغفرالله
جانا چه گویم شرح فراقت؟
چشمی و صد نم جانی و صد آه
کافر مبیناد این غم که دیدهست
از قامتت سرو از عارضت ماه
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه
معنی واژههای دشوار
- مدام
- پیوسته، همیشه؛ نیز به معنی شراب
- لعل
- سنگ قیمتی سرخ؛ کنایه از لب یار
- به کام
- مطابق آرزو و خواست
- بخت سرکش
- اقبال ناسازگار که رام نمیشود
- زرکش
- زراندود، آراسته به رشتههای زر
- رندی
- بیقیدی آگاهانه و رهایی از ریا
- استغفرالله
- از خدا آمرزش میخواهم
- ورد
- دعا و ذکری که پیوسته خوانده شود
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل از کوتاهترین و شادترین غزلهای حافظ است و با شکری بیپرده آغاز میشود: عیشم مدام است و کارم به کام است، الحمدلله. فال تو بشارت کامیابی دارد. آنچه دنبالش بودهای یا نزدیک است یا بخشی از آن هماکنون به دست آمده و تنها باید آن را ببینی و قدر بدانی. حافظ از بخت سرکش میخواهد که یار را تنگ در بر کشد؛ یعنی بخت را رام کن و فرصت را از دست نده. او میگوید پیران جاهل و شیخان گمراه ما را به رندی افسانه کردند و از زاهد و عابد ریاکار توبه میکند؛ پس حرف بدگویان را جدی نگیر. در میانه غزل البته یادی از فراق هم هست، چشمی و صد نم، جانی و صد آه، تا بدانی این شادی ارزان به دست نیامده است. بیت پایانی میگوید شوق لب یار، درس شبانه و ورد سحرگاه را از یاد حافظ برده است. شادیات را با سپاس همراه کن و آن را از دست مده.
راهنمایی برای نیت شما
امروز روز سپاسگزاری است. سه چیز خوبی را که این روزها به دست آوردهای بنویس و از کسانی که در آن سهم داشتند تشکر کن. از بدگویی دیگران دلسرد نشو. فرصت خوشی را که پیش آمده، با تردید و وسواس خراب نکن، اما کارهای روزانه و مسئولیتهایت را هم فراموش نکن.