پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۲۱۴

فال حافظ غزل ۲۱۴: دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

مضمون: خواب خوش و دولت

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود

◆ بیت شاهد فال

چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت

تدبیر ما به دست شراب دوساله بود

آن نافه مراد که می‌خواستم ز بخت

در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود

از دست برده بود خمار غمم سحر

دولت مساعد آمد و می در پیاله بود

بر آستان میکده خون می‌خورم مدام

روزی ما ز خوان قدر این نواله بود

هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید

در رهگذار باد نگهبان لاله بود

بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح

آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود

دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه

یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود

آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر

پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

حواله بودن
سپرده شدن و واگذار شدن کار به کسی یا چیزی
نافه
کیسه مشک در ناف آهوی ختن
کلاله
دسته موی پیچیده، زلف
خمار
سردرد و کسالت پس از مستی
نواله
لقمه، بهره و روزی
خوان قدر
سفره تقدیر، روزی مقدر
شیرگیر
دلیر و شکارکننده شیر
غزاله
آهوبچه؛ نیز خورشید

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل با خوابی خوش آغاز می‌شود: حافظ به خواب دید پیاله‌ای در دست دارد و تعبیرش این بود که کارش به دولت و اقبال حواله شده است. این فالی امیدبخش است و می‌گوید نیت تو در مسیر گشایش قرار دارد. حافظ از چهل سال رنج و غصه می‌گوید که سرانجام تدبیرش به دست شراب دوساله سپرده شد؛ یعنی گاهی پس از تلاش بسیار، گره کار نه با زور بیشتر که با رها کردن و اعتماد گشوده می‌شود. خمار غم سحرگاه او را از پا انداخته بود، اما دولت مساعد آمد و می در پیاله بود. این تصویر نوید می‌دهد که درست در لحظه خستگی، یاری از راه می‌رسد. حافظ هشدار هم می‌دهد: هر که مهر نکاشت و از خوبی گلی نچید، در رهگذر باد نگهبان لاله ماند؛ یعنی بی‌مهری حاصلی جز بی‌ثمری ندارد. پس در روزهای پیش رو، با دلی مهربان و امیدوار پیش برو، زیرا روزی تو از خوان تقدیر آماده است.

راهنمایی برای نیت شما

خستگی سال‌های تلاش را نشانه شکست ندان؛ گشایش اغلب درست پس از سخت‌ترین لحظه می‌آید. امروز کمی از نگرانی دست بکش و به روند کار اعتماد کن. در کنار تلاش، مهربانی بکار؛ کمکی کوچک به کسی، بذر همان دولتی است که در انتظارش هستی. فرصتی که می‌رسد را با آغوش باز بپذیر.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال