دیوان حافظ · غزل ۱۳۴
فال حافظ غزل ۱۳۴: بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
مضمون: سوگ و ناپایداری آرزو
بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
باد غیرت به صدش خار پریشاندل کرد
طوطیی را به خیال شکری دلخوش بود
ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد
قرة العین من آن میوه دل یادش باد
که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد
ساروان بار من افتاد خدا را مددی
که امید کرمم همره این محمل کرد
◆ بیت شاهد فال
روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار
چرخ فیروزه طربخانه از این کهگل کرد
آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ
در لحد ماه کمانابروی من منزل کرد
نزدی شاهرخ و فوت شد امکان حافظ
چه کنم؟ بازی ایام مرا غافل کرد
معنی واژههای دشوار
- باد غیرت
- تندباد رشک و ناسازگاری روزگار
- سیل فنا
- نابودی سیلآسا، مرگ
- امل
- آرزو، امید دور و دراز
- قرة العین
- روشنی چشم؛ فرزند یا عزیز دلبند
- ساروان
- ساربان، راننده کاروان شتر
- محمل
- کجاوه، بار روی شتر
- لحد
- گور، شکاف کنار قبر
- شاهرخ
- حرکتی در شطرنج که شاه و رخ را با هم تهدید میکند
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل از سوگنامههای حافظ است و گفتهاند در اندوه از دست دادن فرزندش سروده شده. بلبلی خون دل خورد تا گلی حاصل کند و باد غیرت آن را به صد خار پریشان ساخت. طوطی به خیال شکری دلخوش بود و ناگهان سیل فنا نقش آرزویش را باطل کرد. این فال شاید با اندوهی در دلت همصداست؛ از دست دادن کسی یا چیزی که برایش بسیار رنج برده بودی. حافظ از نور چشمش میگوید که چه آسان رفت و کار او را دشوار کرد. اما بیت شاهد فریادی برای یاری است: ساروان، بار من افتاد، خدا را مددی، که امید کرم مرا همراه این محمل کرد. یعنی در اوج اندوه، شاعر دست از امید به کرم برنمیدارد. او میگوید روی خاکی و چشم نمناکم را خوار مدار، که چرخ فیروزهای طربخانهاش را از همین کاهگل ساخته. فال تو را به پذیرش سوگ و درخواست یاری دعوت میکند؛ اندوه را تنها به دوش نکش.
راهنمایی برای نیت شما
اگر غمی سنگین بر دلت نشسته، به خودت فرصت سوگواری بده و آن را پنهان نکن. از دوستان و خانوادهات بخواه کنارت باشند و بار را با هم بکشید. در روزهای پیش رو، کارهای بزرگ را به تعویق بینداز و مراقب جسم و خوابت باش. امید به لطف خدا را حتی در تاریکی نگه دار.