دیوان حافظ · غزل ۲۶۸
فال حافظ غزل ۲۶۸: گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
مضمون: قناعت و بسندگی
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
من و همصحبتی اهل ریا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
قصر فردوس به پاداش عمل میبخشند
ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم؟
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
◆ بیت شاهد فال
از در خویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست
طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس
معنی واژههای دشوار
- گلعذار
- گلرخسار، زیباروی
- سرو روان
- کنایه از قامت خرامان یار
- گرانان
- مردمان سنگینجان و ناخوشایند
- رطل گران
- پیمانه بزرگ شراب
- دیر مغان
- میکده؛ در عرفان، خانقاه پیر
- مونس
- همدم، انیس
- کون و مکان
- هستی و همه جهان
- مشرب
- آبشخور؛ کنایه از سهم و قسمت
تفسیر فال
ای صاحب فال، ردیف این غزل، «ما را بس»، سرود قناعت و رضایت است. حافظ میگوید از همه گلستان جهان یک گلعذار و از همه این چمن سایه آن سرو روان برای ما بس است. او از همصحبتی با اهل ریا گریزان است و میگوید قصر فردوس را به پاداش عمل میبخشند، اما ما که رند و گداییم، دیر مغان ما را بس است. تصویری آرام و ژرف هم دارد: بر لب جوی بنشین و گذر عمر را ببین، که همین اشارت از جهان گذران ما را بس. بیت شاهد این فال پیام اصلی را روشن میکند: یار با ماست، چه حاجت که بیشتر بطلبیم؟ دولت همنشینی آن مونس جان ما را بس است. شاید این روزها دلت در پی چیزهای بیشتر است و آنچه داری را نمیبینی. حافظ میگوید گنجی که در کنار توست، از کون و مکان ارزشمندتر است. گله از قسمت را ناانصافی میداند، زیرا طبعی روان و دلی آشنا خود نعمتی بزرگ است. آرامش در شمردن داشتههاست، نه در حسرت نداشتهها.
راهنمایی برای نیت شما
امروز فهرستی از نعمتها و آدمهای خوب زندگیات بنویس و قدرشان را بدان. پیش از آنکه به دنبال چیز تازهای بدوی، ببین آنچه داری چقدر ارزشمند است. از جمعهایی که با ریا و ظاهرسازی همراهاند فاصله بگیر. اندکی آرام بنشین و بگذار گذر زمان به تو بیاموزد چه چیزی واقعاً مهم است.