دیوان حافظ · غزل ۲۴۰
فال حافظ غزل ۲۴۰: ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
مضمون: دعای سحر و گشایش
ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
وجه می میخواهم و مطرب که میگوید رسید؟
شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسهام
بار عشق و مفلسی صعب است میباید کشید
قحط جود است آبروی خود نمیباید فروخت
باده و گل از بهای خرقه میباید خرید
گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش
من همیکردم دعا و صبح صادق میدمید
◆ بیت شاهد فال
با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ
از کریمی گوییا در گوشهای بویی شنید
دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک
جامهای در نیکنامی نیز میباید درید
این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت؟
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید؟
عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق
گوشهگیران را ز آسایش طمع باید برید
تیر عاشقکش ندانم بر دل حافظ که زد
این قدر دانم که از شعر ترش خون میچکید
معنی واژههای دشوار
- ابر آذاری
- ابر بهاری ماه آذار، ماه رومی برابر اسفند و فروردین
- وجه
- پول و هزینه
- مفلسی
- تنگدستی و بیپولی
- صعب
- دشوار و سخت
- قحط جود
- کمیابی بخشش و سخاوت
- صبح صادق
- سپیده راستین بامداد که روشنیاش پهن میشود
- تطاول
- دستدرازی و ستم
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با بهار آغاز میشود: ابر آذاری برآمد و باد نوروزی وزید. حافظ آماده شادی است، اما با شرم اعتراف میکند که کیسهاش تهی است و بار عشق و تنگدستی را باید کشید. شاید تو نیز این روزها در میان شوق و محدودیت ماندهای. حافظ پندی روشن میدهد: در زمانه قحطی بخشش، آبروی خود را نباید فروخت. یعنی در سختی هم عزت نفست را نگه دار. بیت شاهد اما بشارت فال توست: گویا از دولتم کاری گشوده خواهد شد، زیرا دوش من دعا میکردم و صبح صادق میدمید. دعایی که در لحظه طلوع کردهای، نشانه اجابت دارد. حافظ میگوید گل با صد هزار خنده به باغ آمد، گویی در گوشهای بوی کرمی شنیده است؛ پس لبخند و امید را از دست مده. او یادآوری میکند که اگر دامنی در راه عشق چاک شد، باکی نیست. در روزهای آینده، گرهی که از آن نگرانی، بهویژه در امور مالی یا کاری، به لطف و عنایت گشوده میشود.
راهنمایی برای نیت شما
در تنگنای مالی یا کاری، آبرو و عزت نفست را حفظ کن و برای رسیدن به خواستهات به هر دری نزن. امید و لبخند را از چهرهات دور نکن. دعا و نیایش سحرگاهی را جدی بگیر و همزمان برنامهای ساده و عملی برای بهبود وضعت بریز. گشایش نزدیک است؛ آماده پذیرفتنش باش.