دیوان حافظ · غزل ۳۵
فال حافظ غزل ۳۵: برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست؟
مضمون: آزادگی در عشق
برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست؟
مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست؟
میان او که خدا آفریده است از هیچ
دقیقهایست که هیچ آفریده نگشادست
به کام تا نرساند مرا لبش چون نای
نصیحت همه عالم به گوش من بادست
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست
◆ بیت شاهد فال
اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی
اساس هستی من زآن خراب آبادست
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست
معنی واژههای دشوار
- واعظ
- پنددهنده؛ سخنران منبر
- دقیقه
- نکته باریک و پنهان
- نای
- نی؛ ساز بادی
- هشت خلد
- هشت بهشت
- مستغنی
- بینیاز
- بیداد
- ستم، ظلم
- داد
- عدل؛ همچنین بخشش و عطا
- فسون
- افسون، جادو و ورد
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با پاسخی صریح به واعظ آغاز میکند: برو به کار خود، این چه فریادی است؟ دل من از راه افتاد، تو را چه شده است؟ این بیت از کسی سخن میگوید که راهش را با دل برگزیده و از سرزنش دیگران خسته است. شاید تو نیز این روزها نصیحتهای بسیار میشنوی، اما دلت چیز دیگری میخواهد. حافظ میگوید تا لب یار مرا چون نی به کام نرساند، پند همه عالم در گوشم باد است. بیت شاهد فال تو این است: گدای کوی تو از هشت بهشت بینیاز است و اسیر عشق تو از هر دو عالم آزاد. این تصویر شگفت میگوید که دلبستگی راستین، نه بند، بلکه آزادی است. اگر به چیزی یا کسی از ته دل دل بستهای، همین دلبستگی تو را از بسیاری نگرانیها رها میکند. حافظ میافزاید که هرچند مستی عشق او را خراب کرد، اساس هستیاش از همان خرابی آباد است؛ و از جور یار نالیدن روا نیست، زیرا این نصیب، خود دادِ اوست. پس راهت را با اطمینان ادامه بده.
راهنمایی برای نیت شما
به حرف دلت گوش بده، اما با احترام به کسانی که نصیحتت میکنند پاسخ بده و رابطهها را خراب نکن. اگر راهی را آگاهانه برگزیدهای، از سختیهایش گله نکن و آن را بخشی از انتخابت بدان. بیش از اندازه قصه نگو و توضیح نده؛ با عمل نشان بده که انتخابت درست بوده است.