دیوان حافظ · غزل ۱۷۲
فال حافظ غزل ۱۷۲: عشق تو نهال حیرت آمد
مضمون: حیرت عاشقانه
عشق تو نهال حیرت آمد
وصل تو کمال حیرت آمد
◆ بیت شاهد فال
بس غرقه حال وصل کآخر
هم بر سر حال حیرت آمد
یک دل بنما که در ره او
بر چهره نه خال حیرت آمد
نه وصل بماند و نه واصل
آنجا که خیال حیرت آمد
از هر طرفی که گوش کردم
آواز سؤال حیرت آمد
شد منهزم از کمال عزت
آن را که جلال حیرت آمد
سر تا قدم وجود حافظ
در عشق نهال حیرت آمد
معنی واژههای دشوار
- نهال
- درخت نورس و تازهکاشته
- حیرت
- سرگشتگی و شگفتی؛ در عرفان از مقامات سلوک
- غرقه
- غرقشده، فرورفته
- واصل
- رسیده به وصال؛ در عرفان، رسیده به حق
- منهزم
- شکستخورده و گریخته
- عزت
- ارجمندی و شکوه
- جلال
- بزرگی و شکوه؛ در عرفان، صفات قهر حق
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل کوتاه و رازآلود سراسر درباره حیرت است؛ همان مقامی که عارفان آن را از منزلهای والای سلوک میدانند. حافظ میگوید عشق تو نهال حیرت بود و وصل تو کمال آن؛ یعنی هر چه به محبوب نزدیکتر شوی، شگفتیات بیشتر میشود. بسا کسی که در حال وصل غرق شد و سرانجام باز به حیرت رسید؛ از هر سو که گوش سپرد، تنها آواز پرسش شنید. شاید تو نیز اکنون در برابر پرسشی ایستادهای که پاسخ روشنی برایش نمییابی و این سرگشتگی آزارت میدهد. پیام بیت شاهد این است که حیرت نشانه گمگشتگی نیست، بلکه نشانه آن است که در راهی بزرگ قدم گذاشتهای. وقتی ذهن به مرز دانستههایش میرسد، دل آماده دریافت حقیقتی تازه میشود. حافظ میگوید آنجا که خیال حیرت آمد، نه وصل ماند و نه واصل؛ یعنی گاهی باید از اصرار بر دانستن دست کشید. در روزهای پیش رو، بهجای شتاب برای یافتن پاسخ، با پرسشهایت آرام بمان؛ روشنی خود از راه میرسد.
راهنمایی برای نیت شما
امروز برای تصمیمی که در آن مردد ماندهای خودت را زیر فشار نگذار. اگر هنوز روشن نیست، عجله نکن و زمان بیشتری بده. پرسشهایت را بنویس، با خودت خلوت کن یا با کسی اهل دل گفتوگو کن. شگفتی و تردید را بخشی طبیعی از رشد بدان؛ پاسخ درست در آرامش پیدا میشود.