دیوان حافظ · غزل ۲۸۱
فال حافظ غزل ۲۸۱: یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
مضمون: سپردن عزیز به خدا
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
◆ بیت شاهد فال
گرچه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور
دور باد آفت دور فلک از جان و تنش
گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا
چشم دارم که سلامی برسانی ز منش
به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه
جای دلهای عزیز است به هم بر مزنش
گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد
محترم دار در آن طره عنبرشکنش
در مقامی که به یاد لب او می نوشند
سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش
عرض و مال از در میخانه نشاید اندوخت
هر که این آب خورد رخت به دریا فکنش
هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال
سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش
شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است
آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش
معنی واژههای دشوار
- نوگل
- گل تازهشکفته؛ کنایه از محبوب جوان
- سرمنزل سلمی
- منزل معشوق؛ سلمی نام معشوقهای در شعر عرب
- نافهگشایی
- گشودن نافه مشک و پراکندن بوی خوش
- طره عنبرشکن
- زلف خوشبو که بوی عنبر را از رونق میاندازد
- سفله
- فرومایه و پست
- عرض
- آبرو و حرمت
- رخت به دریا افکندن
- از همه دارایی دست شستن
- بیت الغزل
- بهترین بیت غزل
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل دعایی لطیف است. حافظ میگوید خدایا این نوگل خندان را که به من سپرده بودی، از چشم حسود چمن به خودت میسپارم. گویا در نیت تو کسی یا چیزی عزیز هست که نگران سلامت و آیندهاش هستی؛ فرزندی، دوستی یا کاری که با جان پروردهای. فال میگوید نگرانی را به دعا و سپردن بدل کن. حتی اگر آن عزیز از کوی وفا دور شده باشد، حافظ باز برایش آرزوی دوری از آفت روزگار دارد؛ این بزرگواری دل عاشق است. او از صبا میخواهد سلامش را به سرمنزل سلمی برساند و با ادب نافه زلف یار را بگشاید، چون آن زلف جایگاه دلهای عزیز است. یعنی در رابطههایت با نرمی و احترام رفتار کن و دلها را برهم مزن. بیت دیگری یادآوری میکند که هر که از ملال عشق بترسد، عشق بر او حلال نیست؛ دلبستگی با پذیرفتن رنج همراه است. در روزهای پیش رو، آرامشی که از سپردن به خدا میآید، از هر مراقبت وسواسی کارسازتر است.
راهنمایی برای نیت شما
برای عزیزی که نگرانش هستی، بهجای کنترل و سختگیری، دعا کن و پیامی مهربان بفرست. اگر از تو دور شده، راه سلام را باز نگه دار و کینه به دل نگیر. حسادت دیگران را جدی بگیر اما بزرگش نکن؛ احتیاط معقول کافی است و باقی را به خدا بسپار.