پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۲۸۰

فال حافظ غزل ۲۸۰: چو بر شکست صبا زلف عنبرافشانش

مضمون: راه بی‌پایان عشق

چو بر شکست صبا زلف عنبرافشانش

به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش

◆ بیت شاهد فال

کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دهم

که دل چه می‌کشد از روزگار هجرانش

زمانه از ورق گل مثال روی تو بست

ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش

تو خفته‌ای و نشد عشق را کرانه پدید

تبارک الله از این ره که نیست پایانش

جمال کعبه مگر عذر رهروان خواهد؟

که جان زنده‌دلان سوخت در بیابانش

بدین شکسته بیت الحزن که می‌آرد

نشان یوسف دل از چه زنخدانش؟

بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم

که سوخت حافظ بی‌دل ز مکر و دستانش

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

عنبرافشان
خوشبو و پراکننده بوی عنبر
همنفس
همدم و یار نزدیک که بتوان با او درد دل کرد
کرانه
پایان و حد و کنار
تبارک الله
پاک و بزرگ است خدا؛ برای شگفتی گفته می‌شود
بیت الحزن
خانه اندوه؛ کلبه‌ای که یعقوب در فراق یوسف در آن می‌گریست
چاه زنخدان
فرورفتگی چانه یار، که به چاه یوسف مانند شده
مکر و دستان
حیله و فریب و نیرنگ

تفسیر فال

ای صاحب فال، غزل با تصویری زنده آغاز می‌شود: صبا زلف عنبرافشان یار را برهم زد و به هر دل شکسته‌ای که رسید، جانی تازه بخشید. این نشانه‌ای امیدبخش برای توست؛ گاهی همان پریشانی و شکستی که از آن می‌ترسیم، راه نسیم را باز می‌کند و دل را زنده‌تر از پیش می‌سازد. حافظ در ادامه از هجران می‌نالد و همنفسی می‌جوید تا دردش را بگوید، و از راهی سخن می‌گوید که پایانی ندارد و زنده‌دلان در بیابانش سوخته‌اند. پس نیت تو کاری نیست که یک‌شبه به سرانجام برسد؛ راهی است که باید با شکیبایی پیمود. اما تصویر یوسف دل که از چاه زنخدان خبرش به بیت‌الحزن می‌رسد، یادآور داستان یعقوب است که پس از سال‌ها انتظار، بوی پیراهن یوسف را شنید. زمانه زیبایی را در غنچه پنهان کرده است، نه برای همیشه، بلکه تا وقت شکفتنش برسد. خبری که چشم به راهش هستی، در راه است.

راهنمایی برای نیت شما

اگر دلت شکسته است، آن را نشانه پایان ندان؛ شاید آغاز نسیمی تازه باشد. همنفسی امین پیدا کن و با او از آنچه در دل داری بگو تا بارت سبک شود. راه طولانی را با گام‌های کوچک و پیوسته طی کن و از اینکه هنوز به مقصد نرسیده‌ای ناامید مشو؛ غنچه در وقت خودش می‌شکفد.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال