پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۲۸۲

فال حافظ غزل ۲۸۲: ببرد از من قرار و طاقت و هوش

مضمون: شیدایی و دل‌بستگی

ببرد از من قرار و طاقت و هوش

بت سنگین‌دل سیمین‌بناگوش

نگاری چابکی شنگی کله‌دار

ظریفی مه‌وشی ترکی قباپوش

ز تاب آتش سودای عشقش

به سان دیگ دایم می‌زنم جوش

چو پیراهن شوم آسوده‌خاطر

گرش همچون قبا گیرم در آغوش

اگر پوسیده گردد استخوانم

نگردد مهرت از جانم فراموش

◆ بیت شاهد فال

دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست

بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش

دوای تو دوای توست حافظ

لب نوشش لب نوشش لب نوش

شنیدن ۱۳ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

سیمین بناگوش
کسی که پشت گوش و گردنش سپید چون نقره است
چابک
چالاک و زیرک و تند
شنگ
شوخ و شاداب و دلربا
کله‌دار
صاحب کلاه؛ کنایه از سروری و ناز
قباپوش
پوشنده قبا، جامه بلند جلوباز
سودا
عشق شدید و دیوانه‌وار، خیال و شیفتگی
لب نوش
لب شیرین چون عسل

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل سراسر شور و بی‌قراری است. حافظ می‌گوید آن بت سنگین‌دل سیمین‌بناگوش قرار و طاقت و هوش را از من برد و از آتش سودای عشقش مانند دیگ پیوسته در جوشم. تکرارهای پایانی غزل، دل و دینم، بر و دوشش، لب نوشش، حال کسی را نشان می‌دهد که از شدت شیفتگی جز یک نام بر زبانش نمی‌آید. اگر نیت تو به محبتی گره خورده که خواب و قرارت را گرفته، این فال آینه حال توست. اما بیت شاهد پیامی از جنس وفاداری دارد: اگر استخوانم هم بپوسد، مهر تو از جانم فراموش نمی‌شود. یعنی آنچه تو حس می‌کنی هوسی گذرا نیست و ریشه دارد. حافظ می‌گوید دوای دردم همان لب نوش اوست؛ درمان این بی‌قراری در رسیدن و نزدیکی است، نه در گریختن. با این همه، کسی که چون دیگ می‌جوشد، باید مراقب باشد که آتشش خودش را نسوزاند. شور را نگه دار، اما عقل را هم کنارش بنشان.

راهنمایی برای نیت شما

احساست را انکار نکن، اما بگذار در رفتارت آرام و سنجیده جلوه کند. اگر زمان گفتن رسیده، صادقانه و بی‌اغراق بگو. خواب و خوراک و کار روزانه‌ات را فدای بی‌قراری نکن؛ عشقی که پایدار است، به عاشقی سالم و استوار نیاز دارد.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال