دیوان حافظ · غزل ۳۴۴
فال حافظ غزل ۳۴۴: عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم
مضمون: جستوجوی پیوسته
عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم
دست شفاعت هر زمان در نیکنامی میزنم
بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود
دامی به راهی مینهم مرغی به دامی میزنم
اورنگ کو؟ گلچهر کو؟ نقش وفا و مهر کو؟
حالی من اندر عاشقی داو تمامی میزنم
تا بو که یابم آگهی از سایه سرو سهی
گلبانگ عشق از هر طرف بر خوش خرامی میزنم
هرچند کآن آرام دل دانم نبخشد کام دل
نقش خیالی میکشم فال دوامی میزنم
دانم سر آرد غصه را رنگین برآرد قصه را
این آه خونافشان که من هر صبح و شامی میزنم
◆ بیت شاهد فال
با آن که از وی غایبم وز می چو حافظ تایبم
در مجلس روحانیان گهگاه جامی میزنم
معنی واژههای دشوار
- دست شفاعت
- دست درخواست و میانجیگری
- اورنگ و گلچهر
- نام عاشق و معشوقی در داستانهای کهن
- داو تمام زدن
- همهچیز را در بازی به میان گذاشتن
- سرو سهی
- سرو راستقامت؛ کنایه از قامت یار
- گلبانگ
- آواز بلند و خوش، بانگ بلبل
- خوشخرام
- کسی که با ناز و زیبایی راه میرود
- تایب
- توبهکننده
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل روایت جویندهای است که عمری هر روز گامی در طلب برمیدارد و از هیچ کوششی دست نمیکشد. حافظ میگوید بی ماه مهرافروز خود، روزش را با دام نهادن بر سر راهها میگذراند و از هر سو گلبانگ عشق سر میدهد تا شاید از سایه سرو سهی خبری بیابد. او میداند که آرام دلش شاید کام او را ندهد، با این همه نقش خیال میکشد و فال دوام میزند؛ یعنی امید را رها نمیکند. بیت شاهد نوید امیدبخشی دارد: این آه خونافشان که هر صبح و شام برمیآید، سرانجام غصه را به پایان میرساند و قصه را رنگین میکند. پیام فال تو این است که کوششهای پیوستهات بیاثر نیست، هرچند نتیجه هنوز آشکار نشده باشد. حافظ در عاشقی داو تمام میزند و همهچیز را در میان میگذارد. تو نیز اگر نیتت پاک است، با تمام وجود پای آن بایست، و بدان که حتی در دوری، گاه جامی از مجلس روحانیان به تو میرسد و دلت را تازه میکند.
راهنمایی برای نیت شما
کوشش هرروزهات را ادامه بده، حتی اگر نتیجه دیر میرسد. خیالِ روشن از آینده بساز و امیدت را با برنامه همراه کن. اگر راهی به نتیجه نرسید، راه دیگری بیازما؛ همانگونه که جوینده از هر طرف بانگ میزند. صبح و شام دعا و تلاش را با هم داشته باش؛ قصهات رنگین خواهد شد.