دیوان حافظ · غزل ۴۱۴
فال حافظ غزل ۴۱۴: گلبن عیش میدمد ساقی گلعذار کو؟
مضمون: بهار بیهمدم
گلبن عیش میدمد ساقی گلعذار کو؟
باد بهار میوزد باده خوشگوار کو؟
◆ بیت شاهد فال
هر گل نو ز گلرخی یاد همی کند ولی
گوش سخنشنو کجا؟ دیده اعتبار کو؟
مجلس بزم عیش را غالیه مراد نیست
ای دم صبح خوشنفس نافه زلف یار کو؟
حسنفروشی گلم نیست تحمل ای صبا
دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو؟
شمع سحرگهی اگر لاف ز عارض تو زد
خصم زبان دراز شد خنجر آبدار کو؟
گفت مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو؟
مردم از این هوس ولی قدرت و اختیار کو؟
حافظ اگر چه در سخن خازن گنج حکمت است
از غم روزگار دون طبع سخنگزار کو؟
معنی واژههای دشوار
- گلبن
- بوته گل، درخت گل سرخ
- گلعذار
- کسی که رخساری چون گل دارد
- دیده اعتبار
- چشم عبرتبین و پندگیر
- غالیه
- عطری سیاهرنگ آمیخته از مشک و عنبر
- نافه
- کیسه مشک در ناف آهوی ختن
- خنجر آبدار
- خنجر تیز و درخشان
- خازن
- نگهبان گنج، خزانهدار
- روزگار دون
- زمانه پست و فرومایه
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل سراسر پرسش است: گلبن عیش شکفته، ساقی گلعذار کجاست؟ باد بهار میوزد، باده خوشگوار کو؟ حافظ همه چیز را برای شادی فراهم میبیند جز آن یک چیز اصلی که بی آن بزم رنگ ندارد. هر گل تازه از روی یار یاد میکند، اما گوش سخنشنو و چشم عبرتبین کم است. شاید تو نیز اکنون در چنین حالی باشی؛ فرصتها و نشانههای خوب پیرامونت هست، ولی همدلی که شادی را با او قسمت کنی یا نیرویی که کار را به سرانجام برساند، کم داری. بیت ششم صادقانهترین سخن غزل است: آرزو هست، اما قدرت و اختیار کو؟ حافظ حتی خود را که خازن گنج حکمت است، از غم روزگار دون بیحوصله میبیند. این فال تو را دعوت میکند که کاستی را بشناسی و نام ببری. وقتی بدانی دقیقاً چه چیز کم است، جستوجویش آسانتر میشود و بهار پیرامونت به عیش واقعی بدل میگردد.
راهنمایی برای نیت شما
فهرستی کوتاه بنویس از آنچه داری و آنچه کم داری. شاید کمبود اصلی یک همراه، یک مهارت یا یک تصمیم باشد. به جای غصه خوردن برای آنچه نیست، یک قدم برای به دست آوردنش بردار. بهار فرصتها کوتاه است؛ از نشانههای خوب این روزها غافل نشو و گوش و چشمت را به آنها باز نگه دار.