دیوان حافظ · غزل ۲۱۷
فال حافظ غزل ۲۱۷: مسلمانان مرا وقتی دلی بود
مضمون: دل گمشده و همدم
مسلمانان مرا وقتی دلی بود
که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به گردابی چو میافتادم از غم
به تدبیرش امید ساحلی بود
◆ بیت شاهد فال
دلی همدرد و یاری مصلحتبین
که استظهار هر اهل دلی بود
ز من ضایع شد اندر کوی جانان
چه دامنگیر یا رب منزلی بود
هنر بیعیب حرمان نیست لیکن
ز من محرومتر کی سائلی بود؟
بر این جان پریشان رحمت آرید
که وقتی کاردانی کاملی بود
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
حدیثم نکته هر محفلی بود
مگو دیگر که حافظ نکتهدان است
که ما دیدیم و محکم جاهلی بود
معنی واژههای دشوار
- مصلحتبین
- کسی که خیر و صلاح کار را میبیند، خیراندیش
- استظهار
- پشتگرمی، تکیه و پشتیبانی
- اهل دل
- صاحبدل، عارف و روشندل
- دامنگیر
- گیرا و جذاب، جایی که رها نمیکند
- حرمان
- نومیدی و بیبهرگی
- کاردان
- باتجربه و ماهر در کار
- نکتهدان
- باریکبین، دانای نکتههای دقیق
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با فریادی دردمند آغاز میکند: مسلمانان، مرا وقتی دلی بود که اگر مشکلی داشتم با او میگفتم. او از دلی همدرد و یاری مصلحتبین یاد میکند که هرگاه از غم به گردابی میافتاد، به تدبیرش امید ساحلی داشت. این فال نشان میدهد که شاید این روزها احساس تنهایی میکنی یا همدمی را که روزی تکیهگاهت بود کمتر در کنار خود میبینی. حافظ میگوید آن دل در کوی جانان از دست رفت؛ چه منزل دامنگیری بود. یعنی گاه دل در جایی میماند و ما را بیپناه میگذارد. اما بیت شاهد به تو یادآوری میکند که امید ساحل همیشه هست؛ کافی است دوباره دلی همدرد و رأیی روشن بیابی، چه در وجود خودت و چه در دوستی قابل اعتماد. حافظ در پایان با فروتنی خود را نکتهدان نمیداند؛ پس از تواضع و پرسیدن نهراس. در آینده نزدیک، اگر از کسی کمک بخواهی، دست یاریای به سویت دراز میشود و از گرداب به ساحل میرسی.
راهنمایی برای نیت شما
تنها با غمهایت نجنگ. با یک دوست مطمئن یا مشاوری کاردان درباره مشکلت صحبت کن؛ گفتن، نیمی از گره را باز میکند. اگر دلت جایی گرفتار شده، با خودت مهربان باش و آرامآرام تعادل را بازیاب. فروتنی در پذیرفتن کمک، نشانه قدرت است نه ضعف. خودت هم برای کسی همان دل همدرد باش.