پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۲۱۶

فال حافظ غزل ۲۱۶: آن یار کز او خانه ما جای پری بود

مضمون: قدر لحظه‌های خوش

آن یار کز او خانه ما جای پری بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش

بیچاره ندانست که یارش سفری بود

تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد

تا بود فلک شیوه او پرده‌دری بود

منظور خردمند من آن ماه که او را

با حسن ادب شیوه صاحب‌نظری بود

از چنگ منش اختر بدمهر به در برد

آری چه کنم؟ دولت دور قمری بود

عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را

در مملکت حسن سر تاجوری بود

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت

باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود

◆ بیت شاهد فال

خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین

افسوس که آن گنج روان رهگذری بود

خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را

با باد صبا وقت سحر جلوه‌گری بود

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

بری
پاک و مبرا، دور از عیب
فروکش کردن
فرود آمدن و اقامت کردن در جایی
سفری
مسافر، اهل سفر و ناماندگار
پرده‌دری
رسوا کردن، فاش کردن راز
اختر بدمهر
ستاره بی‌وفا، بخت ناسازگار
دور قمری
دوره حکومت ماه در نجوم قدیم؛ کنایه از ناپایداری
تاجوری
پادشاهی، داشتن تاج
ورد سحری
ذکر و دعای سحرگاهی

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل از یاری یاد می‌کند که خانه‌اش را جای پری کرده بود و سر تا قدمش از عیب بری بود. دل گفت در این شهر به بوی او می‌مانم، اما ندانست که یارش مسافر است. این غزل حکایت چیزهای زیبایی است که ماندگار نیستند: گنج روانی که رهگذر بود، لب آب و گل و سبزه و نسرین که افسوس زود گذشت. پیام بیت شاهد برای تو روشن است: اوقات خوش همان بود که با دوست به سر رفت و باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود. یعنی ارزش زندگی در لحظه‌هایی است که با عزیزانت می‌گذرانی، نه در آنچه می‌اندوزی. حافظ به دل می‌گوید عذری بنه، زیرا تو درویشی و او در مملکت حسن تاجور است؛ بپذیر که همه چیز در اختیار تو نیست. اما در بیت پایانی کلید گشایش را می‌دهد: هر گنج سعادت که خدا داد، از یمن دعای شب و ورد سحری بود. در روزهای آینده، با قدردانی از حال و پیوند با معنویت، آرامشی تازه می‌یابی.

راهنمایی برای نیت شما

امروز وقتت را با کسانی بگذران که دوستشان داری؛ این لحظه‌ها تکرار نمی‌شوند. اگر چیزی یا کسی از دستت رفته، با حسرت زندگی نکن و به خودت فرصت سوگواری و رهایی بده. دعا و خلوتی کوتاه در سحرگاه یا پیش از خواب را عادت کن. آرامش درونی، بزرگ‌ترین گنجی است که می‌توانی بیابی.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال