دیوان حافظ · غزل ۴۲۴
فال حافظ غزل ۴۲۴: از من جدا مشو که توام نور دیدهای
مضمون: وفا و اندازهشناسی
از من جدا مشو که توام نور دیدهای
آرام جان و مونس قلب رمیدهای
◆ بیت شاهد فال
از دامن تو دست ندارند عاشقان
پیراهن صبوری ایشان دریدهای
از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک
در دلبری به غایت خوبی رسیدهای
منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان
معذور دارمت که تو او را ندیدهای
آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا
بیش از گلیم خویش مگر پا کشیدهای
معنی واژههای دشوار
- نور دیده
- روشنی چشم؛ کنایه از عزیز و گرامی
- مونس
- همدم، یار و غمخوار
- رمیده
- گریزان و هراسان، آشفته
- به غایت
- به نهایت، به اوج
- مفتی
- فقیهی که فتوا میدهد
- معذور دارمت
- عذرت را میپذیرم، تو را بیگناه میشمارم
- گلیم
- فرش پشمین ساده و کمبها
- بیش از گلیم خویش
- فراتر از حد و اندازه خود؛ از مثل پا از گلیم درازتر کردن
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل کوتاه با خواهشی ساده و صمیمی آغاز میشود: از من جدا مشو که تو نور دیده منی، آرام جان و مونس دل رمیدهام. فال تو از پیوندی عزیز سخن میگوید؛ کسی یا چیزی که مایه آرامش توست و نگرانی از دست دادنش دلت را میلرزاند. حافظ میگوید عاشقان دست از دامن تو برنمیدارند، هرچند پیراهن صبوریشان را دریدهای. سپس برای یار دعا میکند که از چشم بخت خویش گزندی نبیند، چون در دلبری به غایت خوبی رسیده است. در بیت چهارم پاسخ ملامتگران را با مهربانی میدهد: ای مفتی زمان، منعم مکن؛ معذورت میدارم، چون تو او را ندیدهای. یعنی کسی که تجربه تو را ندارد، داوریاش درباره تو کامل نیست. اما بیت پایانی خودانتقادی ظریفی دارد: اگر دوست سرزنشت کرد، شاید پا از گلیم خود درازتر کردهای. فال تو میگوید این پیوند را با مهر نگه دار، اما حد و اندازه را هم بشناس تا سرزنشی پیش نیاید.
راهنمایی برای نیت شما
به کسی که برایت عزیز است بگو که چقدر برایت ارزش دارد؛ گفتنش را به فردا نینداز. از قضاوت کسانی که از حال تو خبر ندارند دلگیر نشو. اما اگر عزیزت از تو گله کرده، با دقت گوش کن؛ شاید در خواستهها یا رفتارت از حد گذشتهای. فروتنی، پیوند را محکمتر میکند.