دیوان حافظ · غزل ۴۵۳
فال حافظ غزل ۴۵۳: ای که دایم به خویش مغروری
مضمون: رهایی از غرور
ای که دایم به خویش مغروری
گر تو را عشق نیست معذوری
گرد دیوانگان عشق مگرد
که به عقل عقیله مشهوری
مستی عشق نیست در سر تو
رو که تو مست آب انگوری
روی زرد است و آه دردآلود
عاشقان را دوای رنجوری
بگذر از نام و ننگ خود حافظ
ساغر می طلب که مخموری
◆ بیت شاهد فال
معنی واژههای دشوار
- مغرور
- فریفته به خود، خودپسند
- معذور
- دارای عذر، بخشودنی
- عقیله
- زن پردهنشین و ارجمند؛ کنایه از عقل ارزشمند و پایبند
- آب انگور
- شراب
- رنجوری
- بیماری، ناتوانی
- نام و ننگ
- آبرو و بدنامی، اعتبار اجتماعی
- مخمور
- دچار خمار، کسل از مستی
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل کوتاه با لحنی صریح و بیپرده آغاز میشود: ای که همیشه به خود مغروری، اگر عشق نداری، معذوری. حافظ در این چند بیت، میان دو گونه مستی فرق میگذارد؛ مستی عشق که از جان برمیخیزد و مستی آب انگور که سطحی و گذراست. او به کسی که به عقل خود مینازد میگوید گرد دیوانگان عشق مگرد، زیرا عقل حسابگر تو را از فهم آنان بازمیدارد. سپس نشانه عاشقان واقعی را میشمارد: روی زرد و آه دردآلود، که خود دوای رنجوری آنان است. بیت شاهد فال تو بیت پایانی است: ای حافظ، از نام و ننگ خود بگذر و ساغر بطلب، که خماری. یعنی تا وقتی نگران آبرو و قضاوت دیگرانی، طعم حقیقی آنچه میجویی را نمیچشی. شاید در نیت تو نیز غرور یا ترس از حرف مردم، مانعی پنهان شده است. این فال از تو میخواهد دلت را از قید خودپسندی آزاد کنی؛ آنگاه راهی که بسته مینمود، گشوده میشود.
راهنمایی برای نیت شما
صادقانه از خود بپرس که آیا غرور یا ترس از قضاوت دیگران تو را از تصمیمی درست بازداشته است. گاهی باید پذیرفت که اشتباه کردهایم یا به کمک نیاز داریم. نگرانی از نام و آبرو را کمی کنار بگذار و به ندای دلت گوش کن. فروتنی، در بسته را باز میکند.