دیوان حافظ · غزل ۲۰۵
فال حافظ غزل ۲۰۵: تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
مضمون: پایداری بر پیمان
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
◆ بیت شاهد فال
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو
راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود
ترک عاشقکش من مست برون رفت امروز
تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود
چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد
تا دم صبح قیامت نگران خواهد بود
بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود
معنی واژههای دشوار
- حلقه در گوش
- نشانه بندگی و غلامی
- ازل
- زمان بیآغاز، آغاز آفرینش
- تربت
- خاک گور، آرامگاه
- همت خواستن
- یاری و دعای باطنی طلبیدن
- زاهد خودبین
- پارسای مغرور به عبادت خود
- ترک
- در شعر، کنایه از معشوق زیباروی سنگدل
- لحد
- گور، شکاف کنار قبر
- نگران
- چشمبهراه، نگرنده
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از وفاداریای سخن میگوید که با گذر زمان کم نمیشود. او میگوید تا از میخانه و می نام و نشانی هست، سر ما خاک راه پیر مغان خواهد بود. بیت شاهد، پیام اصلی غزل است: حلقه بندگی پیر مغان از ازل در گوش من است؛ بر همانیم که بودیم و همان خواهیم بود. یعنی هویت و باور اصیل تو با فشار و تغییرات بیرونی جابهجا نمیشود. شاید این روزها کسی از تو بخواهد خودت را عوض کنی یا ارزشهایت را کنار بگذاری؛ حافظ میگوید بر اصل خود بمان. او به زاهد خودبین میگوید راز این پرده از چشم من و تو پنهان است و پنهان خواهد ماند؛ پس از داوری قطعی درباره پایان کارها بپرهیز. شاعر امیدوار است مزارش زیارتگاه رندان جهان شود؛ یعنی وفاداری، نامی ماندگار به جا میگذارد. در پایان با نگرانی میگوید اگر بخت همین گونه یاری کند، زلف یار به دست دیگران خواهد افتاد.
راهنمایی برای نیت شما
بر ارزشها و تعهدهای اصلی خود استوار بمان و برای خوشایند دیگران از آنها دست مکش. درباره آیندهای که هنوز پنهان است قضاوت قطعی مکن. اما مراقب باش وفاداری به بیعملی نینجامد؛ اگر چیزی برایت عزیز است، برای نگه داشتنش اقدام کن تا فرصت به دست دیگران نیفتد.