دیوان حافظ · غزل ۲۰۴
فال حافظ غزل ۲۰۴: یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
مضمون: یاد خوش روزهای وصل
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
یاد باد آن که چو چشمت به عتابم میکشت
معجز عیسویت در لب شکرخا بود
یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس
جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
◆ بیت شاهد فال
یاد باد آن که رخت شمع طرب میافروخت
وین دل سوخته پروانه ناپروا بود
یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب
آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود
یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی
در میان من و لعل تو حکایتها بود
یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی
در رکابش مه نو پیک جهانپیما بود
یاد باد آن که خراباتنشین بودم و مست
وآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود
یاد باد آن که به اصلاح شما میشد راست
نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود
معنی واژههای دشوار
- رقم
- نشان، نقش، نوشته
- معجز عیسوی
- معجزه عیسی در زنده کردن مردگان با دم
- شکرخا
- شکرخای، شیرینسخن
- صبوحی
- شراب صبحگاهی
- ناپروا
- بیباک، بیپروا
- مه نو
- هلال ماه
- پیک جهانپیما
- قاصدی که سراسر جهان را میپیماید
- گوهر ناسفته
- مروارید سوراخنشده؛ کنایه از سخن بکر
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل سراسر یادآوری است و هر بیتش با «یاد باد» آغاز میشود. حافظ روزهایی را به خاطر میآورد که یار پنهانی نگاهی به او داشت و نشان مهرش بر چهره پیدا بود؛ روزهایی که اگر چشم یار با عتاب میکشت، لب شکرینش معجزه عیسی داشت. بیت شاهد، زیباترین لحظه را نشان میدهد: صبحگاهی در مجلس انس، جز من و یار کسی نبود و خدا با ما بود. این یعنی بهترین لحظههای زندگی آنهایی هستند که در آن صداقت و حضور قلب هست. شاید تو نیز دلتنگ دورهای از گذشته باشی. حافظ با این یادها نمیخواهد غمگینت کند؛ میخواهد بگوید آن روشنی واقعی بوده و میتواند دوباره برگردد. او اعتراف میکند آنچه امروز در مسجدش کم است، روزی در خرابات بود؛ یعنی گاهی باید سادگی و صفای گذشته را بازجست. یاد خوش، چراغ راه آینده است.
راهنمایی برای نیت شما
به جای حسرت خوردن برای گذشته، ببین چه چیزی آن روزها را زیبا میکرد و همان را دوباره به زندگیات بیاور. شاید تماسی با دوستی قدیمی یا بازگشت به عادتی خوب، همان کلید باشد. خلوتهای صادقانه را ارج بگذار و از کسانی که سخنت را میپرورانند، سپاسگزار باش.