دیوان حافظ · غزل ۴۴
فال حافظ غزل ۴۴: کنون که بر کف گل جام باده صاف است
مضمون: رضا به داده و دوری از ریا
کنون که بر کف گل جام باده صاف است
به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است
بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر
چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است؟
فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد
که می حرام ولی به ز مال اوقاف است
به درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش
که هرچه ساقی ما کرد عین الطاف است
◆ بیت شاهد فال
ببر ز خلق و چو عنقا قیاس کار بگیر
که صیت گوشهنشینان ز قاف تا قاف است
حدیث مدعیان و خیال همکاران
همان حکایت زردوز و بوریاباف است
خموش حافظ و این نکتههای چون زر سرخ
نگاه دار که قلاب شهر صراف است
معنی واژههای دشوار
- کشّاف
- تفسیر مشهور قرآن از زمخشری
- اوقاف
- جمع وقف؛ اموالی که برای کار خیر وقف شده
- دُرد و صاف
- تهنشین شراب و شراب زلال؛ کنایه از تلخ و شیرین
- عنقا
- سیمرغ، پرنده افسانهای ساکن کوه قاف
- صیت
- آوازه و شهرت
- زردوز و بوریاباف
- زریدوز و حصیرباف؛ کنایه از هنرمند و کممایه
- قلاب
- سازنده سکه تقلبی، دغلکار
تفسیر فال
ای صاحب فال، غزل با تصویری بهاری آغاز میشود: گل جام باده صاف بر کف گرفته و بلبل با صد هزار زبان در وصفش میخواند. حافظ میگوید دفتر شعر را بردار و راه صحرا بگیر؛ اکنون وقت بحثهای خشک مدرسه نیست. این یعنی گاهی باید از پیچیدگیهای ذهنی و جدلهای بیحاصل فاصله بگیری و زندگی را سادهتر ببینی. او با طنزی تیز از فقیهی سخن میگوید که مست فتوا داد که می حرام است اما از خوردن مال وقف بهتر است؛ نکتهای درباره ریاکاری کسانی که دیگران را داوری میکنند. بیت شاهد کلید فال توست: در درد و صاف حکمی نداری، پس خوش بنوش، که هرچه ساقی ما کرد عین لطف است. یعنی آنچه برایت پیش آمده، تلخ یا شیرین، در نهایت خیری در خود دارد. حافظ همچنین میگوید مانند عنقا از خلق کناره بگیر، که آوازه گوشهنشینان از قاف تا قاف رفته است. در روزهای پیش رو، با رضایت و آرامش پیش برو و گوهر سخنت را نزد هر کسی خرج نکن.
راهنمایی برای نیت شما
به آنچه پیش آمده با چشم رضایت نگاه کن و از گلایه بیپایان بپرهیز. در این روزها کمتر وارد بحث و جدل شو و رازها و برنامههایت را با هر کسی در میان نگذار؛ همه کس قدر گوهر را نمیداند. کمی خلوت و تنهایی هدفمند به تو کمک میکند تا راهت را روشنتر ببینی.