دیوان حافظ · غزل ۴۶۷
فال حافظ غزل ۴۶۷: زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
مضمون: هوشیاری در برابر دام
زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
گر چه ماه رمضان است بیاور جامی
روزها رفت که دست من مسکین نگرفت
زلف شمشادقدی ساعد سیماندامی
روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل
صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد
که نهادهست به هر مجلس وعظی دامی
◆ بیت شاهد فال
گله از زاهد بدخو نکنم رسم این است
که چو صبحی بدمد در پیاش افتد شامی
یار من چون بخرامد به تماشای چمن
برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی
آن حریفی که شب و روز می صاف کشد
بود آیا که کند یاد ز دردآشامی؟
حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد
کام دشوار به دست آوری از خودکامی
معنی واژههای دشوار
- خام
- ناپخته، بیتجربه
- شمشادقد
- بلندقامت مانند درخت شمشاد
- سیماندام
- سپیدتن، سیمتن
- موهبت
- بخشش، عطیه
- انعام
- بخشش و نیکی، نعمت دادن
- خانقه
- خانقاه، محل گردهمایی صوفیان
- دردآشام
- نوشنده درد شراب؛ کنایه از تهیدست و فروتن
- خودکامی
- به کام خود رفتن، تکیه بر خویش
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را در ماه رمضان سروده و از می عشقی سخن میگوید که هر خامی را پخته میکند. او روزه را مهمانی عزیز میداند که همنشینیاش موهبت است و رفتنش نیز نعمتی. اما بیت شاهد فال تو هشداری هوشمندانه است: مرغ زیرک اکنون به در خانقاه نمیپرد، زیرا در هر مجلس وعظی دامی نهادهاند. یعنی هر جا که ظاهری از پاکی و نیکی دارد، لزوماً امن نیست و باید با چشم باز وارد شد. شاید در نیت تو کسی یا پیشنهادی هست که با ظاهری موجه، قصدی دیگر دارد. حافظ میگوید از زاهد بدخو گله نمیکنم، رسم روزگار این است که پس از هر صبح، شامی میآید؛ یعنی روزهای سخت نیز میگذرند و دوباره صبح میشود. او از صبا میخواهد پیامی به یار برساند و در پایان میگوید اگر بزرگان داد دلت را ندهند، کام دشوار را با تکیه بر خود به دست میآوری. پس هوشیار باش و به توان خودت اعتماد کن.
راهنمایی برای نیت شما
در برابر ظاهرهای فریبنده و وعدههای بسیار نیکو هوشیار باش و پیش از اعتماد کامل، جزئیات را بسنج. اگر کسی که از او انتظار حمایت داشتی، یاریات نکرد، دلسرد نشو و به توانایی خودت تکیه کن. روزهای سخت میگذرند؛ آرام و بیدار بمان.