دیوان حافظ · غزل ۴۶۶
فال حافظ غزل ۴۶۶: این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
مضمون: هر کار در زمان خویش
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
وین دفتر بیمعنی غرق می ناب اولی
چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم
در کنج خراباتی افتاده خراب اولی
چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی
هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی
من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت
این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی
تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست
در سر هوس ساقی در دست شراب اولی
از همچو تو دلداری دل برنکنم آری
چون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی
چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی
رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی
◆ بیت شاهد فال
معنی واژههای دشوار
- خرقه
- جامه درویشان و صوفیان
- رهن
- گرو، وثیقه
- اولی
- سزاوارتر، شایستهتر
- تبه کردن
- تباه کردن، هدر دادن
- خرابات
- میکده؛ در عرفان، جای رهایی از خودی
- مصلحتاندیشی
- حسابگری و ملاحظه سود و زیان
- به تاب
- پرپیچ و تاب، تابدار
- شباب
- جوانی
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با ردیف «اولی» یعنی سزاوارتر، فهرستی از انتخابهای رندانه حافظ است. او میگوید این خرقهای که دارم سزاوارتر است که در گرو شراب باشد و این دفتر بیمعنی، در می ناب غرق شود. یعنی ظاهرسازی و دانش خشک، ارزشی ندارد. حافظ از ریاکاری زاهد دلگیر است و ترجیح میدهد قصه او را نه با مردم، که با چنگ و رباب بگوید. او میگوید چون مصلحتاندیشی از درویشی دور است، سینه پر آتش و دیده پرآب سزاوارتر است؛ یعنی صداقت احساس بر حسابگری برتری دارد. و با یار عهد میبندد که از دلداری چون او دل نمیکند. اما بیت شاهد فال تو، بیت پایانی است که حکمتی ژرف دارد: ای حافظ، چون پیر شدی، از میکده بیرون بیا؛ رندی و هوسناکی در روزگار جوانی سزاوارتر است. یعنی هر کاری زمانی دارد و باید مرحلهها را شناخت. شاید اکنون وقت آن است که از عادتی کهنه یا مرحلهای سپریشده، با آرامش عبور کنی.
راهنمایی برای نیت شما
بنگر که در کدام مرحله از زندگیات ایستادهای و چه چیزی دیگر به این مرحله تعلق ندارد. با احترام به گذشته، از عادتها یا دلبستگیهایی که زمانشان گذشته، خداحافظی کن. در عوض، به آنچه امروز برایت سزاوارتر است، دل بده. صادق باش و از ظاهرسازی دوری کن.