دیوان حافظ · غزل ۴۷۶
فال حافظ غزل ۴۷۶: نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
مضمون: پیامرسانی و راز
نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی
تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت
به مردمی نه بهفرمان چنان بران که تو دانی
بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را
ز لعل روحفزایش ببخش آن که تو دانی
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
◆ بیت شاهد فال
خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است
اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی
امید در کمر زرکشت چگونه ببندم؟
دقیقهای است نگارا در آن میان که تو دانی
یکی است ترکی و تازی در این معامله حافظ
حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی
معنی واژههای دشوار
- نسیم صبح سعادت
- باد خوش سحرگاهی که پیامآور خوشبختی است
- پیک
- قاصد و پیامرسان
- به مردمی
- از روی جوانمردی و مهربانی
- لعل روحفزا
- لب سرخ جانبخش یار
- کمر زرکش
- کمربند زربفت
- دقیقه
- نکته باریک و پنهان
- ترکی و تازی
- زبان ترکی و عربی؛ کنایه از هر زبانی
تفسیر فال
ای صاحب فال، در این غزل حافظ نسیم صبح سعادت را پیک خود میکند و از او میخواهد در زمان مناسب به کوی یار گذر کند. ردیف «که تو دانی» در همه بیتها تکرار میشود و نشان اعتمادی کامل است؛ گویی حافظ میگوید من نشانی و هنگام را به خودت میسپارم، تو بهتر میدانی. این برای تو پیامی روشن دارد: گاهی باید کار را به اهلش سپرد و به حکمت زمان اعتماد کرد. بیت شاهد میگوید این حروف را چنان نوشتم که غیر از آن آگاه نشد؛ تو نیز از روی کرامت چنان بخوان که خود میدانی. یعنی سخنی در دل داری که باید با ظرافت و رازداری بیان شود و تنها به گوش کسی برسد که شایسته آن است. حافظ در پایان میگوید در این معامله ترکی و تازی یکی است و حدیث عشق را باید به زبانی گفت که دل بفهمد. در روزهای آینده، پیامت را با نرمی و در زمان مناسب برسان، نه با شتاب و نه در جمع.
راهنمایی برای نیت شما
اگر حرفی ناگفته یا درخواستی در دل داری، زمان و راهی مناسب برای گفتنش بیاب. رازت را با هر کسی در میان نگذار و میانجیای مطمئن و باتدبیر برگزین. بیش از حد کنترل نکن؛ وقتی کار را به دست درست سپردی، به او اعتماد کن. با زبان دل سخن بگو، ساده و صادق، تا پیامت به مقصد برسد.