دیوان حافظ · غزل ۴۸۰
فال حافظ غزل ۴۸۰: ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
مضمون: دادخواهی از یار
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی
دردمندان بلا زهر هلاهل دارند
قصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی
رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم
شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی
◆ بیت شاهد فال
دیده ما چو به امید تو دریاست چرا
به تفرج گذری بر لب دریا نکنی؟
نقل هر جور که از خلق کریمت کردند
قول صاحب غرضان است تو آنها نکنی
بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهد
از خدا جز می و معشوق تمنا نکنی
حافظا سجده به ابروی چو محرابش بر
که دعایی ز سر صدق جز آن جا نکنی
معنی واژههای دشوار
- مدارا
- نرمی و ملایمت
- محابا
- پروا و ملاحظه
- زهر هلاهل
- زهر کشنده و سخت
- هان
- آگاه باش، زنهار
- تفرج
- گردش و تماشا
- صاحبغرض
- کسی که از روی نیت بد و سود شخصی سخن میگوید
- شاهد
- زیبارو؛ معشوق
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با یاری سخن میگوید که در آزردن دلها مدارا نمیکند و سود و سرمایه را بیپروا میسوزاند. اما لحن او تلخ نیست؛ دادخواهانه و امیدوار است. بیت شاهد کلید فال توست: رنج ما را با یک گوشه چشم میتوان برد؛ شرط انصاف نیست که مداوا نکنی. یعنی گره کار تو با اندک توجهی از سوی کسی که باید، گشوده میشود. حافظ میگوید دیده ما از امید تو دریا شده، چرا برای تماشا گذری بر لب این دریا نمیکنی؟ او همچنین نکتهای مهم دارد: آنچه از جور و ستم به خوی کریم تو نسبت دادهاند، سخن صاحبغرضان است و تو چنین نمیکنی. پس شاید آنچه درباره کسی یا موقعیتی شنیدهای، از سر غرض گفته شده باشد. در روزهای آینده، بهجای پیشداوری، مستقیم و محترمانه خواستهات را مطرح کن؛ احتمال دارد با همان یک نگاه، رنجت درمان شود.
راهنمایی برای نیت شما
اگر از کسی دلگیری، بهجای شنیدن حرف دیگران، خودت با او سخن بگو و نیازت را روشن بیان کن. همه چیز را از زبان صاحبغرضان قضاوت نکن. خواستهات را بزرگتر از آنچه هست نشان نده؛ گاهی یک توجه کوچک کافی است. با فروتنی و صدق دعا کن و امیدت را از دست نده.