پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۵۰

فال حافظ غزل ۵۰: به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است

مضمون: گنج عافیت در خانه خویش

به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است

بکش به غمزه که اینش سزای خویشتن است

گرت ز دست برآید مراد خاطر ما

به دست باش که خیری به جای خویشتن است

به جانت ای بت شیرین دهن که همچون شمع

شبان تیره مرادم فنای خویشتن است

چو رای عشق زدی با تو گفتم ای بلبل

مکن که آن گل خندان به رای خویشتن است

به مشک چین و چگل نیست بوی گل محتاج

که نافه‌هاش ز بند قبای خویشتن است

مرو به خانه ارباب بی‌مروت دهر

که گنج عافیتت در سرای خویشتن است

◆ بیت شاهد فال

بسوخت حافظ و در شرط عشقبازی او

هنوز بر سر عهد و وفای خویشتن است

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

مبتلا
گرفتار و دچار
غمزه
اشاره چشم و ابرو، ناز و کرشمه
بت
معشوق زیبارو
رای
اندیشه و تصمیم
چین و چگل
دو سرزمین نامدار به مشک و خوبرویان
نافه
کیسه مشک در ناف آهوی مشکی
عافیت
تندرستی و آسودگی از گزند

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل بارها از خویشتن سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که کلید بسیاری از گره‌ها در درون خود ماست. دل در دام زلف یار گرفتار شده و حافظ می‌پذیرد که این گرفتاری سزای خود دل است. او به بلبل هشدار می‌دهد که دل به گلی خندان نبندد که به رای خود می‌رود؛ یعنی نمی‌توان اراده دیگری را به زور به سوی خود گرداند. سپس تصویری زیبا می‌آورد: بوی گل نیازی به مشک چین و چگل ندارد، زیرا نافه‌اش از بند قبای خودش است. بیت شاهد فال تو را روشن می‌کند: به خانه صاحبان بی‌مروت روزگار مرو، که گنج عافیتت در سرای خود توست. شاید این روزها برای گشودن کاری چشم به دست کسانی دوخته‌ای که قدر تو را نمی‌دانند. حافظ می‌گوید توانایی و آرامشت را در خانه و درون خودت بجوی. با این همه، او در پایان می‌گوید با آنکه سوخت، هنوز بر سر عهد خویش است؛ وفاداری به خود و ارزش‌هایت، بزرگ‌ترین سرمایه توست.

راهنمایی برای نیت شما

به‌جای منت کشیدن از کسانی که مروت ندارند، به توانایی‌ها و منابع خودت تکیه کن. خانه، خانواده و آرامش درونی‌ات را دریاب. اگر کسی به خواست خود از تو دور می‌شود، به زور نگهش ندار. بر عهد و ارزش‌هایت استوار بمان؛ این ثبات، دیر یا زود راه درست را پیش پایت می‌گذارد.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال