پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۱۲

فال حافظ غزل ۱۱۲: آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد

مضمون: قناعت و امید به کرم

آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد

صبر و آرام تواند به من مسکین داد

وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت

هم تواند کرمش داد من غمگین داد

من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم

که عنان دل شیدا به لب شیرین داد

گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست

آن که آن داد به شاهان به گدایان این داد

◆ بیت شاهد فال

خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن

هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین داد

بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی

خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد

در کف غصه دوران دل حافظ خون شد

از فراق رخت ای خواجه قوام الدین داد

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

نسرین
گلی سپید و خوشبو از تیره نسترن
تطاول
دست‌درازی، ستم و تعدی
داد
عدل و انصاف؛ داد کسی را دادن یعنی حقش را گرفتن
عنان
لگام و افسار اسب؛ اختیار
کنج قناعت
گوشه خرسندی به داشته‌ها
کاوین
کابین، مهریه عروس
فروردین
نخستین ماه بهار، نماد نوشدن

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل به امیدی آرام دل بسته است: همان که رخسار یار را رنگ گل و نسرین داد، می‌تواند به او نیز صبر و آرام ببخشد. یعنی آن دستی که زیبایی و سختی را آفریده، گشایش را هم در اختیار دارد. بیت شاهد درسی ماندگار دارد: اگر گنج زر نیست، کنج قناعت باقی است؛ آن که به شاهان گنج داد، به گدایان قناعت بخشید. این فال به تو می‌گوید سهم تو از روزگار کم نیست، فقط شکل دیگری دارد. حافظ جهان را عروسی زیبا می‌بیند که هر که به آن دل ببندد، عمر خود را کابینش می‌کند؛ پس از دل‌بستگی افراطی به ظواهر دنیا بر حذر باش. اما غزل ناامید نیست؛ صبا مژده فروردین داده و شاعر عزم کرده دست در دامن سرو و لب جوی بزند. یعنی بهار در راه است و فرصت شادی‌های ساده فرا رسیده. با آنچه داری خرسند باش و به کرم روزگار امید داشته باش.

راهنمایی برای نیت شما

به جای حسرت خوردن برای آنچه نداری، فهرستی از داشته‌هایت تهیه کن و از آن‌ها بهره ببر. هزینه‌ها و خواسته‌هایت را واقع‌بینانه کن تا آرامش بیشتری داشته باشی. در این روزها وقتی را برای طبیعت و دل‌خوشی‌های ساده بگذار. امید به گشایش را از دست نده، اما خوشبختی را به رسیدن به آن موکول نکن.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال