پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۱۴

فال حافظ غزل ۱۱۴: همای اوج سعادت به دام ما افتد

مضمون: فال امید و دولت

همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

حباب‌وار براندازم از نشاط کلاه

اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

شبی که ماه مراد از افق شود طالع

بود که پرتو نوری به بام ما افتد

به بارگاه تو چون باد را نباشد بار

کی اتفاق مجال سلام ما افتد؟

چو جان فدای لبش شد خیال می‌بستم

که قطره‌ای ز زلالش به کام ما افتد

خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز

کز این شکار فراوان به دام ما افتد

به ناامیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه دولت به نام ما افتد

◆ بیت شاهد فال

ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ

نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

شنیدن ۱۳ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

همای
پرنده افسانه‌ای که سایه‌اش سعادت می‌آورد
اوج سعادت
بلندای خوشبختی
حباب‌وار
مانند حباب
طالع
طلوع‌کننده، برآینده
بار
اجازه ورود به پیشگاه
زلال
آب صاف و گوارا
قرعه دولت
پشک بخت و اقبال
مشام
بینی، جای بوییدن

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل خود از فال و بخت سخن می‌گوید و از همین رو برای نیت تو پیامی ویژه دارد. حافظ می‌گوید اگر یار گذری بر مقام ما کند، همای اوج سعادت به دام ما می‌افتد؛ همای پرنده‌ای است که سایه‌اش بر سر هر که بیفتد، او را به دولت می‌رساند. او از شبی سخن می‌گوید که ماه مراد از افق طلوع کند و پرتوی از نورش به بام ما بتابد. بیت شاهد گویی مستقیم به تو گفته شده است: با ناامیدی از این در مرو، فالی بزن؛ شاید قرعه دولت به نام ما بیفتد. این فال به تو می‌گوید که هنوز امید هست و نباید در را پشت سرت ببندی. آنچه می‌خواهی دور از دسترس نیست، به شرط آنکه کنار در بمانی و دلسرد نشوی. حافظ حتی وقتی می‌گوید باد را در بارگاه یار راه نیست، باز آرزوی سلام دارد. امیدت را زنده نگه دار؛ ماه مرادت در حال طلوع است.

راهنمایی برای نیت شما

از دری که به آن دل بسته‌ای ناامید برنگرد. یک بار دیگر، با آرامش و آماده‌تر از پیش، تلاشت را تکرار کن. فرصت‌ها گاهی در لحظه‌ای که انتظارش را نداری از راه می‌رسند، پس چشم و دلت را باز نگه دار. امید را با کار همراه کن؛ قرعه دولت به نام کسی می‌افتد که کنار در مانده است.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال