پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۲۸۹

فال حافظ غزل ۲۸۹: مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش

مضمون: احتیاط در دل‌سپاری

مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش

لیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش

دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی

بکشد زارم و در شرع نباشد گنهش

من همان به که از او نیک نگه دارم دل

که بد و نیک ندیده‌ست و ندارد نگهش

◆ بیت شاهد فال

بوی شیر از لب همچون شکرش می‌آید

گرچه خون می‌چکد از شیوه چشم سیهش

چارده ساله بتی چابک شیرین دارم

که به جان حلقه به گوش است مه چاردهش

از پی آن گل نورسته دل ما یارب

خود کجا شد که ندیدیم در این چند گهش؟

یار دلدار من ار قلب بدین سان شکند

ببرد زود به جانداری خود پادشهش

جان به شکرانه کنم صرف گر آن دانه در

صدف سینه حافظ بود آرامگهش

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

عذار
رخسار و گونه
شاهد
زیباروی؛ در عرفان جلوه جمال حق
طفل
کودک؛ اینجا کنایه از نوجوان و ناپخته
شیوه
ناز و غمزه و کرشمه
حلقه به گوش
بنده و فرمانبردار
مه چارده
ماه شب چهاردهم، ماه تمام
دانه در
مروارید؛ کنایه از محبوب گرانبها

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل از دلبری می‌گوید که رخسارش چون ماه، مجمع خوبی و لطف است، اما مهر و وفا در او نیست؛ پس دعا می‌کند خدایا وفا را هم به او ببخش. او دلبر را کودکی بازیگوش می‌داند که شاید در بازی، دل عاشق را بشکند و گناهی هم بر گردن نگیرد، زیرا هنوز نیک و بد روزگار را ندیده است. بیت شاهد پیام روشنی دارد: بهتر است دلم را از او نیک نگه دارم. این فال تو را به احتیاط در دل‌بستن فرا می‌خواند. شاید کسی یا چیزی تو را با زیبایی و تازگی‌اش جذب کرده، اما هنوز پختگی و ثبات لازم را ندارد. حافظ نمی‌گوید عشق را رها کن، بلکه می‌گوید دلت را یکجا و بی‌حساب نسپار. بوی شیر از لب‌های او می‌آید، اما از چشم سیاهش خون می‌چکد؛ معصومیت ظاهر نباید تو را از اثر رفتارش غافل کند. با صبر و نگاه دقیق، زمان نشان خواهد داد که این پیوند ارزش دل‌سپردن را دارد یا نه.

راهنمایی برای نیت شما

پیش از آنکه همه دلت را بسپاری، کمی صبر کن و رفتار طرف مقابل را در موقعیت‌های گوناگون ببین. اگر کسی هنوز تجربه و پختگی کافی ندارد، از او انتظار وفای کامل نداشته باش. محبتت را نگه دار، اما مرزهای خودت را هم حفظ کن و تصمیم بزرگ را به زمان بسپار.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال