دیوان حافظ · غزل ۱۱۵
فال حافظ غزل ۱۱۵: درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
مضمون: کاشتن درخت دوستی
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد
◆ بیت شاهد فال
چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان
که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما
بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
عماریدار لیلی را که مهد ماه در حکم است
خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل و گر نه این چمن هر سال
چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد
خدا را چون دل ریشم قراری بست با زلفت
بفرما لعل نوشین را که زودش با قرار آرد
در این باغ از خدا خواهد دگر پیرانهسر حافظ
نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آرد
معنی واژههای دشوار
- کام دل
- آرزو و مراد دل
- خراباتی
- اهل خرابات، بادهنوش رند
- خمار
- سردرد و کسالت پس از مستی
- لیل و نهار
- شب و روز
- عماریدار
- صاحب کجاوه؛ ساربان محمل
- مهد
- کجاوه، تخت روان
- دل ریش
- دل زخمی و آزرده
- پیرانهسر
- در روزگار پیری
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل باغبانی داناست که میگوید: درخت دوستی بنشان که کام دل را به بار میآورد و نهال دشمنی را از ریشه برکن که رنج بیشمار میآورد. این بیت شاهد، راهنمای روشنی برای روزهای پیش روی توست. شاید در دلت کدورتی از کسی مانده یا رابطهای به سردی گراییده است؛ حافظ میگوید اکنون وقت کاشتن مهر و کندن کینه است. او یادآوری میکند که شب صحبت را غنیمت بدان، زیرا گردون بسیار میچرخد و روزها و شبها میگذرند و این فرصتها همیشه نمیمانند. با همراهانت به عزت رفتار کن تا دردسر نکشی. در بیتی دیگر میگوید این چمن هر سال صد گل میآورد، اما بهار عمر تو تکرار نمیشود. پس آنچه را ارزشمند است همین امروز بکار. حافظ در پایان تنها آرزو دارد کنار جویی بنشیند و سروی در کنارش باشد؛ آرامشی که از دوستیهای درست میروید، بزرگترین حاصل این باغ است.
راهنمایی برای نیت شما
امروز یک قدم برای آشتی یا تازه کردن یک دوستی بردار. اگر کینهای در دل داری، رهایش کن، زیرا بیش از همه خودت را میآزارد. با اطرافیانت محترمانه و گرم رفتار کن و وقتهای خوش با عزیزانت را به فردا نینداز. بذر مهری که امروز بکاری، فردا سایهای آرام بر سرت میشود.