پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۲۹

فال حافظ غزل ۱۲۹: اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد

مضمون: یافتن خضر راه

اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد

نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد

اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر

چگونه کشتی از این ورطه بلا ببرد

فغان که با همه کس غایبانه باخت فلک

که کس نبود که دستی از این دغا ببرد

گذار بر ظلمات است خضر راهی کو؟

مباد کآتش محرومی آب ما ببرد

◆ بیت شاهد فال

دل ضعیفم از آن می‌کشد به طرف چمن

که جان ز مرگ به بیماری صبا ببرد

طبیب عشق منم باده ده که این معجون

فراغت آرد و اندیشه خطا ببرد

بسوخت حافظ و کس حال او به یار نگفت

مگر نسیم پیامی خدای را ببرد

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

نهیب
هیبت، تکان سخت و ترسناک
لنگر
وزنه آهنی که کشتی را در آب نگه می‌دارد
ورطه
گرداب، مهلکه
دغا
دغل، نیرنگ و تقلب در بازی
ظلمات
تاریکی‌ها؛ سرزمینی که آب حیات در آن بود
خضر
پیامبر راهنمای گم‌شدگان که آب حیات نوشید
معجون
دارویی آمیخته از چند ماده
فراغت
آسودگی خاطر

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل از روزگاری توفانی می‌گوید که اگر باده غم را از یاد نبرد، نهیب حادثه بنیاد زندگی را از جا خواهد کند. او زندگی را کشتی‌ای در ورطه بلا می‌بیند و می‌پرسد اگر عقل لنگر نیفکند، چگونه می‌توان کشتی را از این گرداب گذراند؟ شاید اکنون تو نیز در شرایطی پرفشار هستی و احساس می‌کنی روزگار با همه غایبانه بازی کرده است. بیت شاهد پرسش اصلی فال است: گذر بر ظلمات است، خضر راه کجاست؟ مبادا آتش محرومی آبروی ما را ببرد. این فال تو را به یافتن راهنما فرامی‌خواند؛ کسی که راه را می‌شناسد و می‌تواند در تاریکی دستت را بگیرد. حافظ دل ضعیفش را به سوی چمن می‌کشد، زیرا جان با نسیم صبا از مرگ رهایی می‌یابد؛ پس از طبیعت و هوای تازه یاری بجوی. و در پایان امید دارد نسیمی پیام او را به یار برساند. گشایش از رسیدن پیامی یا راهنمایی است.

راهنمایی برای نیت شما

در این دوره سخت تنها نمان و از کسی که پیش‌تر از چنین تنگنایی گذشته راهنمایی بخواه؛ مشاوری، استادی یا دوستی دانا. برای آرام کردن ذهن، هر روز مدتی در فضای باز قدم بزن. حرف دلت را به کسی بگو که می‌تواند آن را به جای درست برساند. با یاری و تدبیر، از این گذرگاه عبور می‌کنی.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال