دیوان حافظ · غزل ۳۰۱
فال حافظ غزل ۳۰۱: ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
مضمون: محک وفاداری
ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
حق نگه دار که من میروم الله معک
تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس
ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن
کس عیار زر خالص نشناسد چو محک
◆ بیت شاهد فال
گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم
وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک
بگشا پسته خندان و شکرریزی کن
خلق را از دهن خویش مینداز به شک
چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چون بر حافظ خویشش نگذاری باری
ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک
معنی واژههای دشوار
- حق نمک
- حق نان و نمک، وفاداری به کسی که با او همسفره بودهای
- الله معک
- خدا همراهت باد
- عالم قدس
- جهان پاک و مینوی
- تسبیح ملک
- ستایش و نیایش فرشتگان
- عیار
- میزان خلوص زر و سیم
- محک
- سنگی که زر را با آن میآزمایند
- پسته خندان
- کنایه از دهان کوچک و خندان یار
- زبونی
- خواری و ناتوانی
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با زبانی صمیمی و گاه شوخ با یار سخن میگوید. نخست یادآوری میکند که دل ریشش با لب او حق نمک دارد؛ یعنی میان ما پیوندی از نان و نمک هست، آن را نگه دار، من میروم و خدا نگهدارت. سپس یار را گوهری پاک میخواند که ذکر خیرش تسبیح فرشتگان است. بیت شاهد پیامی روشن برای توست: اگر در خلوص من شک داری، آزمایش کن؛ هیچکس عیار زر خالص را چون سنگ محک نمیشناسد. شاید در کار یا رابطهای احساس میکنی صداقتت دیده نمیشود. فال میگوید نگران نباش؛ زمان و تجربه، ناب بودن تو را آشکار میکند. حافظ با طنز از وعدهای میگوید که بیش از اندازه به تأخیر افتاد و از یار میخواهد با لب خندانش مردم را از شک بیرون آورد. او همچنین با غرور میگوید من آن نیستم که از چرخ فلک زبونی بکشم. پس حرمت خودت را نگه دار، وعدهها را روشن پیگیری کن و بگذار عملت، گواه وفاداریات باشد.
راهنمایی برای نیت شما
برای اثبات صداقتت به حرف زیاد نیاز نیست؛ در عمل پایدار بمان تا خودش آشکار شود. اگر کسی به تو وعدهای داده و مدتهاست عمل نکرده، با لحنی نرم ولی روشن یادآوری کن. حرمت نان و نمک دوستیها را نگه دار، اما زیر بار تحقیر نرو و برای خودت ارزش قائل باش.