دیوان حافظ · غزل ۱۳۷
فال حافظ غزل ۱۳۷: دل از من برد و روی از من نهان کرد
مضمون: دلتنگی و خویشتنداری
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطفهای بیکران کرد
چرا چون لاله خونین دل نباشم؟
که با ما نرگس او سر گران کرد
که را گویم که با این درد جانسوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد؟
بدانسان سوخت چون شمعم که بر من
صراحی گریه و بربط فغان کرد
صبا گر چاره داری وقت وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
◆ بیت شاهد فال
میان مهربانان کی توان گفت؟
که یار ما چنین گفت و چنان کرد
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابروکمان کرد
معنی واژههای دشوار
- خدا را
- تو را به خدا، برای خدا
- سرگران کردن
- بیاعتنایی و رنجیدگی نشان دادن
- نرگس
- گلی که استعاره از چشم یار است
- صراحی
- تنگ شراب گردندراز
- بربط
- سازی زهی شبیه عود
- اشتیاق
- شوق و آرزومندی بسیار
- ابروکمان
- کسی که ابرویش چون کمان خمیده است
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با شکوهای صادقانه آغاز میکند: دل از من برد و روی از من نهان کرد؛ خدا را، با چه کسی میتوان چنین بازی کرد؟ شاید تو نیز در رابطهای هستی که طرف مقابل دلت را برده و اکنون کمپیدا یا سرد شده است. شاعر میگوید شب تنهایی قصد جانش را داشت، اما خیال یار لطفهای بیکران کرد؛ یعنی حتی در دوری، یاد عزیز پناه است. او چون لاله خونیندل است و چون شمع سوخته، چنانکه صراحی گریست و بربط فغان کرد. بیت شاهد فریادی امیدوارانه است: ای صبا، اگر چارهای داری وقت است، که درد اشتیاقم قصد جان کرده. این فال نشان میدهد که زمان اقدام برای ترمیم رابطه فرا رسیده و پیامی یا میانجیای میتواند گره را باز کند. اما حافظ ادبی مهم هم میآموزد: در میان مهربانان نمیتوان گفت که یار ما چنین گفت و چنان کرد. یعنی گلایه از عزیز را نزد دیگران نبر.
راهنمایی برای نیت شما
اگر دلتنگ کسی هستی، به جای انتظار، پیامی محبتآمیز و بیگلایه برایش بفرست؛ اکنون وقت مناسب است. اگر لازم است، از دوستی مشترک و مورد اعتماد بخواه میانجی شود. اما از بازگو کردن کاستیهای او برای دیگران بپرهیز تا راه آشتی بسته نشود. با خودت مهربان باش.