پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۳۹

فال حافظ غزل ۱۳۹: رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

مضمون: سنگدلی یار و رازداری

رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد

سیل سرشک ما ز دلش کین به در نبرد

در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد

یا رب تو آن جوان دلاور نگاه‌دار

کز تیر آه گوشه‌نشینان حذر نکرد

ماهی و مرغ دوش ز افغان من نخفت

وان شوخ‌دیده بین که سر از خواب برنکرد

می‌خواستم که میرمش اندر قدم چو شمع

او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

جانا کدام سنگدل بی‌کفایت است

کاو پیش زخم تیغ تو جان را سپر نکرد؟

کلک زبان‌بریده حافظ در انجمن

با کس نگفت راز تو تا ترک سر نکرد

◆ بیت شاهد فال

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

چشم داشتن
انتظار و توقع داشتن
کین
کینه، دشمنی
سنگ خاره
سنگ سخت و محکم، گرانیت
گوشه‌نشین
عزلت‌گزیده، درویش
شوخ‌دیده
گستاخ و بی‌پروا
بی‌کفایت
ناتوان، بی‌لیاقت
کلک
قلم نی
ترک سر کردن
از جان گذشتن

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل از عشقی یک‌سویه می‌نالد: روی بر راهش نهادم و بر من گذر نکرد، صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد. سیل اشک کینه را از دل او نبرد، همچنان‌که قطره باران بر سنگ خاره اثر نمی‌کند. این فال شاید حکایت کوششی است که هنوز پاسخ نگرفته؛ تلاشی بسیار برای جلب نظر کسی یا گشودن دری که بسته مانده. اما حافظ با همه رنج، نفرین نمی‌کند؛ دعا می‌کند خدا آن جوان دلاور را نگه دارد که از تیر آه گوشه‌نشینان پروا نکرد. این بزرگواری درس فال است. ماهی و مرغ از ناله او نخفتند و آن شوخ‌دیده سر از خواب برنداشت. اما بیت پایانی کلید است: قلم زبان‌بریده حافظ راز تو را با هیچ‌کس نگفت، تا سر خود را از دست داد. یعنی وفاداری و رازداری حتی در نومیدی، گوهر عشق راستین است. فال تو را به حفظ کرامت، رازداری و رها کردن اصرار بی‌ثمر می‌خواند.

راهنمایی برای نیت شما

اگر بارها کوشیده‌ای و پاسخی نگرفته‌ای، شاید وقت آن است که اصرار را کنار بگذاری و انرژی‌ات را جای دیگری خرج کنی. با این حال، کینه به دل نگیر و برای او خیر بخواه. رازهایی را که از این رابطه می‌دانی نزد خودت نگه دار. کرامت تو در همین بزرگواری است.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال