پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۴۰

فال حافظ غزل ۱۴۰: دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

مضمون: فراق بی‌خبر

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

یا بخت من طریق مروت فروگذاشت

یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد

گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم

چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد

شوخی مکن که مرغ دل بی‌قرار من

سودای دام عاشقی از سر به درنکرد

◆ بیت شاهد فال

هر کس که دید روی تو بوسید چشم من

کاری که کرد دیده من بی‌نظر نکرد

من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع

او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

دلشدگان
عاشقان، کسانی که دل از دست داده‌اند
حریف
همنشین و هم‌پیاله، یار و همدم
مروت
جوانمردی، مردانگی و نیک‌رفتاری
طریقت
راه سلوک و رسیدن به حق در عرفان
شوخی مکن
بی‌پروایی و گستاخی و ناز مکن
سودا
شیفتگی و خیال عشق، هوای دل

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل حکایت دلبری است که بی‌خبر رفت و نه یاد همنشینان شهر کرد و نه رفیق سفر را خبر داد. حافظ نمی‌داند گناه از بخت خودش است که راه مروت را رها کرده، یا یار از شاهراه طریقت نگذشته است. شاید تو نیز این روزها از کسی یا چیزی دور مانده‌ای که انتظار داشتی دست‌کم خبرت کند و این بی‌اعتنایی دلت را رنجانده است. حافظ می‌گوید با گریه خواستم دلش را نرم کنم، اما در دل سنگش اثری نکرد. با این همه، بیت شاهد از وفاداری دلی سخن می‌گوید که با وجود همه ناز معشوق، سودای عشق را از سر بیرون نکرده است. پیام فال این است که دلت هنوز زنده و امیدوار است، اما نباید همه هستی‌ات را چون شمعی در انتظار کسی بسوزانی که مانند نسیم سحر از کنارت می‌گذرد و نمی‌ایستد. وفاداری‌ات را نگه دار، ولی آن را خرج کسی کن که قدرش را بداند؛ آنچه از آن توست، بی‌التماس هم به سویت می‌آید.

راهنمایی برای نیت شما

امروز به‌جای اصرار و التماس، به خودت احترام بگذار. اگر کسی بی‌خبر از کنارت رفته، یک بار صادقانه حالت را با او در میان بگذار و سپس به انتظار بی‌پایان ننشین. وقتت را برای دوستانی بگذار که در کنارت مانده‌اند و به کارهایی بپرداز که دلت را آرام می‌کنند. صبر کن، اما صبرت با عزت نفس همراه باشد.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال