پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۵۵

فال حافظ غزل ۱۵۵: اگر روم ز پی‌اش فتنه‌ها برانگیزد

مضمون: صبر و تسلیم

اگر روم ز پی‌اش فتنه‌ها برانگیزد

ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد

و گر به رهگذری یک دم از وفاداری

چو گرد در پی‌اش افتم چو باد بگریزد

و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس

ز حقه دهنش چون شکر فرو ریزد

من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم

بس آبروی که با خاک ره برآمیزد

فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست

کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده‌باز

هزار بازی از این طرفه‌تر برانگیزد

◆ بیت شاهد فال

بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ

که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

فتنه
آشوب و غوغا
حقه دهن
دهان کوچک یار که به جعبه‌ای خرد مانند شده
نرگس
گل نرگس؛ کنایه از چشم یار
شیردل
دلیر و بی‌باک
شعبده‌باز
تردست و حقه‌باز
طرفه
شگفت و نادر
ستیزه
جنگ و لجاج و دشمنی

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل از یاری بازیگوش و ناپایدار سخن می‌گوید: اگر در پی‌اش بروی فتنه برمی‌انگیزد، و اگر از طلب بنشینی، به کینه برمی‌خیزد؛ اگر چون گرد در پی‌اش بیفتی، چون باد می‌گریزد. شاید در کار یا رابطه‌ای گرفتار شده‌ای که هر چه می‌کنی، نتیجه‌اش با انتظارت جور درنمی‌آید و نمی‌دانی پیش بروی یا دست نگه داری. حافظ می‌گوید فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست و کجاست شیردلی که از بلا نپرهیزد. اما بیت شاهد راه را نشان می‌دهد: تو عمر و صبوری بخواه، که چرخ شعبده‌باز هزار بازی شگفت‌تر از این هم برمی‌انگیزد. یعنی این وضعیت پایان کار نیست و روزگار هنوز بازی‌های بسیار در آستین دارد. بیت پایانی نیز می‌گوید سر بر آستانه تسلیم بنه، که اگر ستیزه کنی روزگار با تو می‌ستیزد. در روزهای پیش رو، از کشمکش و اصرار دست بردار؛ آرامش تو کلید دگرگونی اوضاع است.

راهنمایی برای نیت شما

امروز از کلنجار رفتن با چیزی که در اختیارت نیست دست بکش. نه بی‌قراری کن و نه قهر؛ آرام و باوقار بمان. به سلامت جسم و جانت برس و به کارهای روزمره‌ات بپرداز. گاهی بهترین واکنش، صبوری و رها کردن است تا اوضاع خود به خود دگرگون شود و راهی تازه پیدا شود.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال