دیوان حافظ · غزل ۱۵۶
فال حافظ غزل ۱۵۶: به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
مضمون: وفای یار یکرنگ
به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
تو را در این سخن انکار کار ما نرسد
اگرچه حسنفروشان به جلوه آمدهاند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
به یار یکجهت حقگزار ما نرسد
هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد
هزار نقد به بازار کائنات آرند
یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد
دریغ قافله عمر کآنچنان رفتند
که گردشان به هوای دیار ما نرسد
دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش
که بد به خاطر امیدوار ما نرسد
◆ بیت شاهد فال
چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را
غبار خاطری از رهگذار ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او
به سمع پادشه کامگار ما نرسد
معنی واژههای دشوار
- ملاحت
- نمکینی و گیرایی چهره
- محرم راز
- رازدار، آشنای اسرار
- یکجهت
- یکرنگ و بیریا
- حقگزار
- حقشناس، کسی که حق را ادا میکند
- کلک صنع
- قلم آفرینش
- عیار
- میزان خلوص زر و سیم
- واثق
- مطمئن و دارای اعتماد
- کامگار
- کامروا و بختیار
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با سربلندی از یاری سخن میگوید که در حسن و خلق و وفا کسی به پایش نمیرسد. هزار نقش از قلم آفرینش برمیآید، اما هیچکدام به دلپذیری نقش نگار او نیست؛ هزار سکه به بازار هستی میآورند، اما هیچیک به عیار او نمیرسد. این فال نشان میدهد که پیوند یا داشتهای ارزشمند در زندگی توست که شاید قدرش را آنگونه که باید نمیدانی؛ دوستی دیرین و یکرنگ که حق صحبت را نگه داشته است. بیت شاهد دلگرمی بزرگی دارد: ای دل، از رنج حسودان مرنج و مطمئن باش، که بدی به خاطر امیدوار ما نمیرسد. یعنی اگر نیتت پاک و دلت امیدوار باشد، بدخواهی دیگران آسیبی جدی به تو نمیزند. حافظ پندی ماندگار نیز میدهد: چنان زندگی کن که اگر خاک راه شوی، از رهگذر تو غباری بر دل کسی ننشیند. او بر قافله عمر نیز دریغ میخورد که شتابان گذشت. در روزهای پیش رو، به یاران وفادارت تکیه کن.
راهنمایی برای نیت شما
امروز به دوستی که سالها در کنارت مانده محبت کن و قدردانیات را بر زبان بیاور. به حرف حسودان و بدگویان اعتنا نکن و انرژیات را صرف پاسخ دادن به آنان نکن. چنان رفتار کن که کسی از تو دلگیر نشود؛ آرامش درونت بهترین سپر توست.