دیوان حافظ · غزل ۱۶۰
فال حافظ غزل ۱۶۰: خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
مضمون: یکرنگی در عشق
خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد
◆ بیت شاهد فال
من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم
که گاهگاه بر او دست اهرمن باشد
روا مدار خدایا که در حریم وصال
رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد
همای گو مفکن سایه شرف هرگز
در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد
بیان شوق چه حاجت؟ که سوز آتش دل
توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد
هوای کوی تو از سر نمیرود آری
غریب را دل سرگشته با وطن باشد
به سان سوسن اگر دهزبان شود حافظ
چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد
معنی واژههای دشوار
- نگین سلیمان
- انگشتری سلیمان که مایه فرمانروایی او بود
- اهرمن
- دیو و شیطان
- حریم وصال
- قلمرو دیدار و پیوند با یار
- حرمان
- محرومی و ناکامی
- همای
- مرغی که سایهاش را مایه خوشبختی میدانستند
- زغن
- زاغ کوچک؛ پرندهای پستمایه
- سرگشته
- حیران و آواره
- دهزبان
- زبانآور؛ سوسن را به سبب گلبرگهایش دهزبان خوانند
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از عشقی سخن میگوید که یکرنگی و وفاداری میخواهد. خلوت تنها وقتی خوش است که یار، یار من باشد؛ نه آنکه من بسوزم و او شمع جمع دیگران باشد. بیت شاهد نشان میدهد که نیت تو با پیوندی گره خورده که در آن به اطمینان و صداقت نیاز داری. حافظ میگوید حتی نگین سلیمان را به هیچ نمیخرم، اگر گاهگاه به دست اهرمن بیفتد؛ یعنی چیزی که ناپایدار و آلوده باشد، هر قدر باشکوه، ارزش دل بستن ندارد. او از خدا میخواهد که در حریم وصال، رقیب محرم نشود و محرومی نصیبش نگردد. تصویر همایی که نباید بر دیاری سایه بیفکند که طوطی در آن از زغن کمتر است، هشداری است: جایی بمان که قدرت را بدانند. حافظ میگوید برای بیان شوق نیازی به سخن بسیار نیست؛ سوز دل از سخن پیداست. در روزهای پیش رو، صادقانه بخواه و تنها به پیوندی دل ببند که دوسویه باشد.
راهنمایی برای نیت شما
در رابطهات روشن و صادق باش و آنچه را برایت مهم است بیپرده اما با مهربانی بگو. اگر احساس میکنی تنها تو میسوزی و دیگری بیاعتناست، به خودت ارزش بده و فاصلهای سالم بگیر. به جایی و کسی دل ببند که قدرت را میداند. سکوت همیشه نشانه بیمهری نیست؛ پیش از داوری بپرس.